X
تبلیغات
COMMENSALISM

COMMENSALISM

Tmu Biology Team

 

 گروهي از شيمي‌دانان دانشگاه فلوريدا نانوموتورهاي مبتني بر DNA ساختند.


به گزارش خبرگزاري فارس، گروهي از شيمي‌دانان دانشگاه فلوريدا ساز و كاري براي تبديل مستقيم نور خورشيد به انرژي جنبشي در مقياس بسيار كوچك طراحي كردند.
اعضاي اين گروه تحقيقاتي در مقاله‌اي كه به‌زودي در مجله‌ Nano Letters به چاپ مي‌رسد، ساخت نوع جديدي از نانوموتورهاي مولكولي را شرح دادند كه تنها به‌وسيله‌ فوتون‌ها حركت مي‌كنند. گرچه اين اولين نانوموتوري نيست كه با نور حركت مي‌كند، ولي اين ماشين بسيار كوچك اولين موتوري است كه از يك مولكول منفرد DNA ساخته شده و ساختار ساده آن، پتانسيل آن را براي كاربردهاي مختلف از پزشكي گرفته تا ساخت و توليد، افزايش مي‌دهد.
اندازه‌ اين نانوموتور در حالت بسته و متراكم بين 2 تا 5 نانومتر و در حالت باز بين 10 تا 12 نانومتر است و پيش‌بيني مي‌شود در سال‌هاي آتي به‌‌عنوان يكي از اجزاي تجهيزات ميكروسكوپي در ترميم سلول‌هاي منفرد و يا از بين بردن ويروس‌ها و باكتري‌ها مورد استفاده قرار بگيرد. با توجه به اينكه اين نانوموتورها از DNA ساخته شده‌اند، زيست‌سازگار هستند، همچنين هنگام تبديل نور به انرژي جنبشي هيچ ماده زائدي را توليد نمي‌كنند.
محققان براي ساخت اين نانوموتور يك مولكول DNA ساخته‌‌شده در آزمايشگاه را با آزوبنزن (يك تركيب شيميايي حساس به نور است) تركيب كردند. بدين ترتيب با تابش هر فوتون پاسخي در اين تركيب ايجاد مي‌شود. براي تشريح اين پاسخ، يك فلئوروفور يا نشركننده‌ي نور را به يك سر نانوموتور و يك خاموش‌‌كننده‌ي نور را به سر ديگر آن متصل و شدت نور منتشرشده را كه متناسب با حركت موتور است، به كمك دستگا‌ه‌هاي مخصوص ثبت كردند.
هنوز زمان زيادي تا كاربرد اين ابزار در مقياس‌هاي بزرگ در پيش است. براي استفاده از آن‌ها به‌‌عنوان منبع تغذيه‌ وسايل نقليه، راه‌اندازي خطوط مونتاژ يا جايگزيني آنها به جاي سوخت‌هاي فسيلي يا الكتريكي به ميلياردها عدد از اين نانوموتورها نياز است. مشكل اصلي جمع‌آوري اين تعداد و يكي كردن نيروي حاصل از آنها به هنگام جذب نور خورشيد است. هم‌اكنون دانشمندان در حال ساخت گونه‌هايي مركب از نانوساختارهاي مبتني بر DNA و كليدهاي نوري هستند كه باعث هم ‌زماني حركت مولكول‌ها و هم‌افزايي نيروهاي توليد شده مي‌شوند.
انتهاي پيام/ر

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 14:33 توسط فاطمه نوروزی |


‎كارشناسان محيط زيست، 29 جاندار را عجيب‌ترين حيوان‌ها روي كره زمين لقب دادند.‎

به گزارش ايسنا‎، نخستين حيوان عجيب يك نوع‎ »‎موش‌كور» است كه اغلب در آمريكاي شمالي يافت مي‌شود. ‌اين موش كور از آن جهت لقب‏‎ ‎عجيب‌ترين حيوان روي كره زمين را از آن خود كرده است كه به جاي بيني بر روي پوزه خود،‎ 22 ‎بازوچه و حسگر دارد و از طريق آن‌ها مي‌تواند غذاي خود را بيابد. اين جانور در‎ ‎باتلاق‌ها، دشت‌ها و مناطق پست زندگي مي‌كند و اغلب جانوران بي‌مهره، حشرات آبزي،‎ ‎كرم و جانداران نرم‌تن نظير حلزون‌ها را مي‌خورد.

دومين موجود عجيب در اين رده‌بندي، يك نوع‎ ‎مار تيز دندان از نژاد افعي است كه با داشتن آرواره و پوزه‌اي بلند و نوع خاصي از‏‎ ‎دندان مي‌تواند زهر خود را به بدن شكارش وارد كند.

بر اساس تحقيقات صورت گرفته توسط‎ ‎كارشناسان محيط زيست، امروزه فقط دو نوع از اين مارها در حيات وحش زندگي مي‌كنند؛ كه يكي در هائيتي و جمهوري دومينيكن و ديگري در كوباست.

سومين جانوران عجيب خوك‌هاي دريايي هستند‎ ‎كه بيشتر بر روي آب اقيانوس‌ها و آب‌هاي آزاد زندگي مي‌كنند يا آنكه مي‌توان‎ ‎آن‌ها را در بستر و كف اين آب‌هاي آزاد يافت. اين موجودات آبزي خود را با گل و لاي‎ ‎و لجن كف اقيانوس‌ها سير نگه مي‌دارند.

همچنين بر اساس گزارش‌هاي موجود، هنوز مشخص‏‎ ‎نشده است كه اين خوك‌هاي دريايي چگونه مي‌توانند در عمق و قعر آب‌هاي آزاد زندگي‎ ‎كنند.

چهارمين موجود عجيب و خارق‌العاده جهان،‎ ‎يك ماهي از نوع ماهي حباب است كه مي‌تواند با باد كردن خود بر روي آب شناور بماند.

به گزارش ايسنا، «يتي خرچنگ» كه در سال‎ 2005‎ميلادي در جنوب اقيانوس آرام يافت شد، پنجمين موجود و جاندار آبزي عجيب است و‎ ‎در عمق 2200 متري از سطح دريا زندگي مي‌كند‏.

ششمين جاندار عجيب، «لاك پشت سفيد‎ - ‎صورتي» است كه البته رنگ كرمي و سفيدش بر بدن اين جانور خونسرد غالب است و فقط ‎ ‎لكه‌هايي از رنگ صورتي بر بدنش ديده مي‌شود. اين لاك پشت غول‌پيكر در فرهنگ چيني‌ها‎ ‎ارج و قرب فراوان دارد.

«‎موش دوپا» كه هفتمين جانور عجيب جهان‎ ‎است، بيشتر شبانه به شكار مي‌رود و در بيابان‌هاي چين و مغولستان يافت مي‌شود. اين‎ ‎جاندار جونده دمي بلند، پاهايي دراز و گوش‌هايي بزرگ دارد.

بر اساس گزارش‌هاي رسمي كارشناسان محيط‎ ‎زيست، اين جاندار كمياب و نادر به شدت در معرض خطر انقراض نسل قرار دارد.

«‎داركوب آي‌.آي»، هشتمين جانور عجيب جهان‎ ‎است. اين موجود با سوراخ كردن تنه درختان كرم‌هاي حشره را بيرون مي‌آورد و اگر اين‎ ‎كرم‌ها تلاش كنند تا از دست او فرار كنند، با دندان‌هايي همانند يك جونده‎ ‎سوراخ تنه درخت را عريض‌تر مي‌كند و با انگشت وسطي خود غذايش را شكار مي‌كند و مي‌خورد.

نهمين جانور «سايگا» است كه با بيني بسيار‎ ‎بزرگ و قابل انعطافش هواي سرد زمستان را گرم مي‌كند و در تابستان گرد و غبار شديد را‎ ‎فيلتر مي‌كند تا براي تنفس مناسب شود.

«مارماهي دهان‎ ‎گرد» به‎ ‎دليل عادات غذايي نامعمول و غير متعادل، دهمين موجود عجيب جهان لقب گرفته است.

يازدهمين جاندار عجيب جهان يك نوع «ماهي‎ ‎هيولا» است كه به دليل قابليت استتار اين لقب را از آن خود كرده است. اين ماهي‎ ‎هيولا كه در آب‌هاي سرد و آرام زندگي مي‌كند، نخستين بار در آب‌هاي استراليا‎ ‎يافت شد و از سال 1982 ميلادي تحت حمايت دولت اين كشور قرار گرفت.

دوازدهمين موجود عجيب يك نوع «بوزينه تنبل‎ ‎لاغر» است كه در نواحي پست و مرطوب و استوايي هندوستان و سريلانكا زندگي مي‌كند و‎ ‎به دليل نابود شدن زيستگاه‌ها و يا از بين رفتن محل زندگي به شدت در معرض خطر‎ ‎انقراض قرار دارد.

سيزدهمين موجود عجيب يك نوع «تمساح هندي» است كه با طول تقريبي 7 متر يكي از بزرگترين سوسمارهاي جهان به‌شمار مي‌رود، اما به‎ ‎دليل شكار بي‌رويه توسط قاچاقچيان و شكارچيان غير‌مجاز نسل اين جانور خونسرد به شدت‎ ‎در معرض انقراض قرار گرفته است.

چهاردهمين موجود عجيب اين‎ ‎فهرست يك نوع «قورباغه‌ماهي پرمو» است كه در بستر درياها منتظر شكار به كمين‎ ‎مي‌نشيند و بيشتر در آب‌هاي اندونزي يافت مي‌شود.

پانزدهمين موجود شگفت آور، ‌يك نوع «اختاپوس گوش دراز» است كه «اختاپوس دومبو» لقب گرفته و در آب‌هاي پرعمق اقيانوس‌ها‎ ‎و آب‌هاي آزاد زندگي مي‌كند.

نام اين اختاپوس را از شخصيت كارتوني «دومبو» در فيلم‌هاي والت ديزني گرفته‌اند.

يك نوع «مار ماهي آب‌هاي پرعمق» كه داراي‎ ‎دندان‌هايي بلند و سوزني شكل و آرواره‌اي مفصلي است، در رده شانزدهم اين فهرست‎ ‎قرار دارد. گفته مي‌شود اين مار ماهي با حمله به شكارچي، جرياني از الكتريسيته از‎ ‎بدن خود به بدن شكارچي منتقل مي‌كند كه مي‌تواند تا چند ساعت فرد يا حيوان شكارچي‎ ‎را بيهوش كند.

پرنده «شوبيل» نيز در رده هفدهم اين فهرست‎ ‎قرار دارد. اندازه اين پرنده كه در مرداب‌هاي استوايي شرق آفريقا زندگي مي‌كند، با گشودن‎ ‎بال‌هايش به 2متر مي‌رسد. اين پرنده عجيب سياه رنگ در قرن نوزدهم ميلادي و براي نخستين بار توسط پرنده‌شناسان كشف شد.

يك نوع «آفتاب پرست» از راسته مارمولك‌ها‎ ‎نيز در رده هجدهم اين فهرست است. اين آفتاب پرست كه «آكسوتول» نام دارد. در نواحي‎ ‎پست و در بستر درياچه‌اي واقع در مكزيكو‌سيتي يافت مي‌شود. اين آفتاب‌پرست از آن‎ ‎جهت عجيب است كه بيش از هر خزنده ديگري قادر است پس از قطع عضو، آن را بازسازي كند.

يك نوع «مرغ شاخدار پفي» كه در كشورهاي حوزه اقيانوس آرام يافت مي‌شود، ‌در رده نوزدهم اين فهرست قرار‎ ‎دارد. طول اين مرغ هنگام گشودن بال‌هايش به 50 سانتيمتر مي‌رسد‏.

بيستمين جانور عجيب اين فهرست يك نوع «مارمولك» است كه تمامي سرش به انضمام بالا تنه از چين و چروك‌هايي پوشيده شده و‎ ‎هنگام فرار از دست دشمن اين چين و چروك‌ها جمع مي‌شوند.

اين نوع از مارمولك‌ها اغلب در صحراهاي‎ ‎استراليا يافت مي‌شوند و در اين كشور به «مارمولك دوچرخه سوار» مشهورند.

گفته مي‌شود «اكيدنه» يا جوجه تيغي نوك‎ ‎دراز كه يكي از دو نوع پستاندار تخم‌گذار محسوب مي‌شود و در سال 2007 ميلادي جزو‏‎ ‎حيوانات در معرض خطر انقراض قرار گرفت در رده بيست و يكم قرار دارد و دولت استراليا‎ ‎براي حفاظت از اين جاندار قوانين سختي را اعمال كرده است.

‎«‎ميمون شبگرد هندي» نيز بيست و دومين‎ ‎حيوان عجيب جهان است و با وجود آنكه در بيشتر نقاط دنيا زندگي مي‌كند، اما امروزه‎ ‎گروه‌هاي عمده اين حيوان در جزاير جنوب شرق آسيا نظير اندونزي و فيليپين يافت‎ ‎مي‌شوند. گفته مي‌شود هر كدام از كره‌هاي چشم اين حيوان 16 ميليمتر ضخامت دارند و به‏‎ ‎بزرگي مغزش هستند.

بيست و سومين حيوان عجيب اين فهرست، «‎پانداي قرمز» است. اين حيوان زيبا به اندازه يك گربه است و با داشتن پوست و خزي‎ ‎قطور و ضخيم، مي‌تواند از سرماي سوزان فصل زمستان خود را مصون نگه دارد.

يك نوع ميمون در معرض خطر انقراض نيز كه‎ ‎به «ميمون پوزه‌دار» معروف است در رده بيست و چهارم اين فهرست قرار دارد.

‎»‎بوزينه كوچك آمريكايي» كه دم انبوه و‎ ‎كوتاهي دارد، در رده بيست و پنجم اين فهرست قرار گرفته است و بيشتر در جنگل‌هاي انبوه‎ ‎غرب برزيل، جنوب شرق كلمبيا، شرق اكوادور و شرق پرو زندگي مي‌كند. اين ميمون زيبا‎ ‎همه‌چيز خوار است و با انواع و اقسام خوراكي‌ها نظير ميوه‌هاي درختان، برگ، حشرات و‎ ‎حتي خزندگان كوچك شكم خود را سير مي‌كند.

«خرس خورشيدي» كه در رده‎ ‎بيست و ششم فهرست است، بيشتر در جنگل‌هاي استوايي جنوب شرق آسيا يافت مي‌شود. قد‎ ‎اين موجود فقط يك متر است و يكي از كوچكترين حيوانات خانواده خرس‌ها به‌شمار مي‌رود. حتي گاهي اوقات شنيده شده است لقب «سگ خانواده خرس‌ها» را به دليل كوچك بودن جثه‎ ‎اين حيوان به او داده‌اند.

«‎كوموندور» سگ غول پيكر مجارستاني، به‎ ‎دليل داشتن موهاي بسيار بلند و ضخيم در رده بيست و هفتم فهرست قرار دارد و يكي از‎ ‎گنجينه‌هاي ملي و با ارزش مجارستان به‌شمار مي‌رود.

همچنين در مقابل اين سگ پشمالو، يك سگ‎ ‎روستايي مجار نيز وجود دارد كه با داشتن موهاي پرپشت و به هم گره خورده در رده بيست‎ ‎و هشتم فهرست است.

در رده آخر نيز يك گربه بي‌مو است كه براي‎ ‎نخستين بار در سال 1966 ميلادي و در آمريكا متولد شد. اين گربه‌هاي بي‌مو كه «‎اسفينكس» نام دارند، ‌در تمامي نقاط جهان زندگي مي‌كنند.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 15:32 توسط هادی ندائی |


 رئيس پژوهشگاه ابن سينا گفت: محققان اين پژوهشگاه در مرحله آزمايشگاهي توانستند بافت‌هاي سرطان خون را درمان كنند و همچنين در مطالعاتي ديگر روشي جديد براي تشخيص زودهنگام بيماري سرطان سينه ارائه كردند.

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، محمد‌مهدي آخوندي صبح امروز در جمع خبرنگاران گفت: در بيماري سرطان، سلول‌هاي بدن به طور كنترل نشده‌اي تكثير مي‌يابند. بسياري از مردم سرطان را مترادف درد و رنج و مرگ مي‌دانند و برطبق گزارش انجمن بهداشت آمريكا، 6/7 ميليون نفر در سال 2007 بر اثر سرطان مرده‌اند كه 13 درصد از كل 58 ميليون مرگ در سراسر جهان را به خود اختصاص مي‌دهد.
وي ادامه داد: تاكنون بيش از 100 نوع سرطان شناسايي شده كه در هرقسمتي از بدن مي‌توانند ظاهر شوند. سرطان سينه يكي از سرطان‌هاي شايع و كشنده در زنان است كه طبق محاسبات انستيتو ملي سرطان آمريكا، از هر 8 زن يك نفر در زندگي خود به سرطان سينه مبتلا مي‌شود.


::ادامــه مــطــلــب::

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 1:35 توسط فاطمه نوروزی |


 

 

۳۲۳۲۵۳.jpg
بعد از گذشت ۴۲ سال از ورود يك گلوله به داخل سر يك زن، پزشكان چيني موفق شدند آن را با موفقيت كامل از داخل سر اين زن بيرون بياورند!

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از فرانس پرس ،  رسانه‌هاي چيني اعلام كردند كه پزشكان در جنوب‌غرب چين موفق شدند يك گلوله را كه به مدت چند دهه در داخل سر يك زن قرار داشت را با موفقيت از سر وي خارج كنند.

اين در حاليست كه اين زن «هي ونينگ» ۶۵ ساله است، در مصاحبه‌اي با رسانه‌هاي دولتي چين افزود: من طي اين ۴۲ سال هيچ احساس دردي نداشتم و تنها زماني كه يك روز براي غذا خوردن دچار مشكل شدم و سردرد به سراغم آمد، به پزشك مراجعه كرده و آن‌ها با عكسبرداري از سرم متوجه وجود يك شي خارجي درون غشاي بيروني مغزم شدند.
پزشكان در بيمارستان «چونگ گينگ» در جنوب‌غرب اين كشور پس از جراحي سر اين زن موفق شدند يك گلوله ۲/۵ سانتيمتري را از داخل سر وي بيرون آورند.

۵۳۵۳۴۵۳۵۳.jpg
اين زن ۶۵ ساله در ادامه خاطر نشان كرد: احتمال مي‌دهم حين درگيري‌هاي مسلحانه‌اي كه در انقلاب فرهنگي بين سال‌هاي ۱۹۶۶ ميلادي تا ۱۹۷۶ ميلادي در كشور روي داد، اين گلوله از اسلحه يك شورشي يا مامور پليس شليك شده و وارد سر من شده باشد.

وي ادامه داد: در همان سال من به پزشك مراجعه كردم، اما آن‌ها تنها گفتند كه تنها يك زخمي بر روي سرم است و از عكسبرداري امتناع كردند. با اين حال، هم اكنون بسيار خوشحالم كه طي اين چهار دهه زنده مانده‌ام و از شر اين گلوله كوچك داخل مغزم خلاص شدم.

 ۴۳۵۴۳۵۳۵۳.jpg

پیش از این نیز یک مادر بزرگ چینی که در طول جنگ جهانی دوم یک گلوله نظامیان ژاپنی در مغز او فرو رفته بود تحت عمل جراحی قرار گرفته بود  . این مادر بزرگ ۷۷ ساله از ۱۳ سالگی این گلوله و متعاقبا درد همراه آن را در سرش محفوظ نگه داشت. تا اینکه بالاخره پس از جراحی موفقیت آمیز از شر این گلوله و سردرد ناشی از آن رهایی پیدا کرد.

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 21:52 توسط هادی ندائی |


 در یک تحقیق پژوهشگران کانادایی اعلام کردند : ” ایمان به خداوند اضطراب را کاهش می‌د‌هد و میزان استرس و تنش را که جزو لاینفک زندگی امروزی است، به حداقل می‌رساند

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  محققان دانشگاه تورنتو در مطالعات جدیدی دریافته‌اند تحت شرایط استرس‌زا مغز افراد با ایمان و بی‌ایمان به طور متفاوت از همدیگر عمل می‌کند.
محققان می‌گویند: ایمان و اعتقاد به خداوند تاثیر آرامش‌بخش روی مغز دارد. این تاثیر به راحتی اضطراب را متوقف کرده و استرس را کاهش می‌دهد. مایکل اینزلیچ، پروفسور روانشناسی به عنوان بخشی از این تحقیق یک آزمایش کنترل ذهنی را روی شرکت‌کنندگان انجام داده است. در حین انجام آزمایش، الکترودهایی نیز به مغز این افراد متصل شد تا فعالیت مغزی آنها در شرایط فوق ارزیابی شود.

تحقیقات نشان داد: در اشخاصی که به خدا ایمان داشتند میزان فعالیت در مقایسه با افراد بی‌ایمان،‌ در بخشی از قشر مخ موسوم بهACC  بسیار کمتر بوده است.ACC  بخشی  از مغز است که به اصلاح و تغییر رفتار کمک می‌کند.

این اصلاح رفتار با علامت دادن در زمانی که توجه و کنترل مورد نیاز است، صورت می‌گیرد. نیاز به این کنترل و توجه بویژه در زمانی احساس می‌شود که اتفاقات اضطراب‌آور مانند انجام دادن یک کار اشتباه، در حال وقوع است.

محققان می‌گویند: هرچه ایمان فرد به خداوند قوی‌تر باشد این قسمت از مغز در صورت مواجهه با اضطراب کمتر واکنش نشان می‌دهد و در نتیجه فرد کمتر خطا می‌کند.

محققان دریافتند: این تاثیر آرامش‌بخش در افرادی که وجود خداوند را باور دارند به سادگی بروز می‌کند. چنین ارتباطی باعث می‌شود  افراد با ایمان بتوانند شخصیت و توانایی‌های ذهنی خود را نیز بهتر کنترل کنند.

دوستان عزیز به آیه ۴سوره فتح مراجعه بفرمایید.

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 0:49 توسط هادی ندائی |


نقشه ی 7 چاكرا

چاکراها نقاطی هستند در بدن ما که انرژی پرانا یا انرژی حیات را جذب می کنند. چاکراها مرکزهای انرژیکی بدن هستند. پرانا از چاکراها وارد بدن می‌شود و از کانالهای انرژی به اندامها یا نقاط حساس بدن می‌رود. در بدن , چاکراهای انبوهی هست ولی اصلی ترین ان ها 7 چاکرا می باشد. هر چاکرایی ارتباط مستقیم با یک سری از ارگان های بدن دارد. تاثیرات این چاکرها در عملکرد این ارگان ها و همچنین تاثیربخش در عملکرد روحی و روانی ما است.

چاکرای 1: چاکرای جنسی است که در انتهای استخوان دنبالچه قرار دارد.رنگ این چاکرا قرمز است و کارایی ان بر روی استخوان بندی و ماهیچه‌ها بر روی کلیه‌ها و غدد فوق کلیه بر روی اندامهای جنسی و فعالیت‌های جنسی است. عملکرد ابن چاکرا نگهداری , بقا و استواری شما را بسیار می کند و حس امنیّت را در شما افزایش دهد.

چاکرای 2 : چاکرای هارا است که حدودا دو انگشت زیر ناف قرار دارد.رنگ این چاکرا نارنجی است و کارایی ان بر روی روده و فشار خون است. عملکرد ابن چاکر در بروز خشم و نفرت وکینه یا حس شرافت است . هارا نقطه مرگ و زندگی است. در سنت ژاپنی عمل هاراکیری در این نقطه روی می دهد.

چاکرای 3 : چاکرای شبکه خورشیدی است.رنگ این چاکرا زرد است و محل استرس ,غرور های بیجـا , منیّتها و ذّلت و خواری است. متانت و وقار ونرمی در این چاکرا مایه ایجاد آرامش میشود.




::ادامــه مــطــلــب::

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 15:32 توسط فاطمه نوروزی |


رینیت آلرژیک

رینیت آلرژیک، ترشحات آبکی است و حاوی اتوزینوفیل (در آلرژی استثنایی) یا ماست‌سل (در آلرژی غذایی) است که شایع‌ترین تظاهر آلرژی مجرای تنفسی فوقانی است که ممکن است فصلی یا دایمی باشد. رینیت آلرژیک فصلی اغلب ناشی از گرده درختان، علف‌های هرز و چمن است در حالی که در نوع دایمی ناشی از مایت گرد و خاک و زواید حیوانات است. قارچ‌ها هر دو نوع رینیت آلرژیک را می‌توانند تولید کنند. در نوع فصلی بین اواخر بهار و اوایل پاییز رخ می‌دهد.
علایم رینیت آلرژیک: احتقان بینی، آب‌ریزش آبکی بینی، عطسه، خارش بینی، التهاب ملتحمه، اشک ریزش، خارش کام و ترشحات پشت بینی است. علایم همراه آن گاهی احساس ضعف و بی‌حالی در بیمار، تیره شدن زیر چشم‌ها است که در بچه‌ها به صورت چین‌های افقی و در قسمت تحتانی بینی بدلیل مالش مداوم و پیدایش اسکار متعاقب آن در این ناحیه است که سرانجام منجر به تنفس‌ دهانی می‌شود.
تشخیص افتراقی: شامل رینیت وازوموتور، رینیت دارویی، رینیت هورمونی، سرماخوردگی و سینوزیت و بعضی از ضایعات ساختمانی بینی مثل انحراف سپتوم بینی، بزرگی لوزه سوم، جسم خارجی بینی، تومورهای بینی و نازوفارنکس است.
عوارض رینیت آلرژیک: تجمع مایع در گوش میانی که منجر به کاهش شنوایی می‌شود، پولیپ‌های بینی و سینوس وقتی مشخص شد بیماری علایم آلرژی دارد باید تلاش کرد تا منشاء اصل آلرژی وی مشخص شود.
آزمایش‌های تشخیص آلرژی: از آزمایش‌های انجام شده غیر موجود زنده اندازه‌گیری سطح کل IgE است و در آزمایشات انجام شده در محیط زنده مقداری معین از آلرژن مشکوک به داخل پوست وارد می‌شود و از روی واکنش مثبت که موجب کهیر و قرمزی می‌شود واکنش آلرژیک مشخص می‌شود.

درمان:

بالاترین درمان اجتناب از آلرژن محرک است، درمان دارویی و ایمونوتراپی، اجتناب از زواید حیوانات، شستن مرتب ملحفه، کنار گذاشتن وسایل و مبلمان کهنه، وسایل پرزدار و گلدان‌های خانگی است.
درمان دارویی: شامل استفاده از آنتی‌هیستامین‌ها، ضداحتقان، کورتیکوستروییدها، کرومولین و داروهای آنتی‌کولینرژیک است.
ایمونوتراپی: با تزریق مقدار مشخصی آلرژن سبب افزایش تولید خاص آنتی‌ژن می‌شود که بطور رقابتی سبب مهار یا مسدود کردن گیرنده‌های IgE ماست‌سل می‌شود. آنتی‌ژن‌های فوق رقیق شده و هر هفته یا دو هفته یکبار تزریق می‌شود و پس از گذشت ۶-۴ ماه، بیمار کاهش چشمگیری را در علایم نشان می‌دهد.

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 3:27 توسط سعدیه رشیدی |


سكورين بعنوان عامل اتصال كروماتيد هاي خواهري حين انتقال كروموزوم ها در مسير تقسيم سلولي

تعدادي از فاكتورها، نسخه برداري دقيق كروموزومهاي در حال تقسيم را كه سپس به سلول هاي دختر راه مي يابند ، كنترل مي كنند. چسبندگي كروموزومي در طي همانندسازي كروموزوم در طي فاز S وجود دارد.

اين اتصال بين كروماتيد هاي تازه سنتز شده توسط يك كمپلكس چند زير واحدي موسوم به كوهِسين Cohesin صورت مي گيرد. اين كمپلكس يك ساختار حلقوي بزرگ را كه در اطراف كروماتيد هاي خواهري حلقه مي زند ، را تشكيل مي دهد. كروماتيد هاي خواهري در مرحله آنافاز از سيكل سلولي جدا مي گردند كه اين جدايي به برداشته شدن كمپلكس كوهِسين از كروموزوم ها مربوط مي شود. در بي مهرگان ، جدا شدن اين كمپلكس حداقل طي دو مرحله صورت مي گيرد. در "مسير پروفاز" توده اصلي كوهِسين طي پروفاز و پرومتافاز از كروموزوم ها برداشته مي شود. در طي "متافاز" بخش كمي از كوهِسين كه فقط در اطراف سانترومر است جدا مي گردد. فاكتورهاي مخصوص سانترومر نظير شوگوشين Shugoshin ، از چسبندگي بين سانترومر هاي خواهري در طي پروفاز محافظت مي كنند. در حين انتقال از متافاز به آنافاز ، توسط يك اندوپپتيداز وابسته به سيستئين درشت بنام سپاراز Separase ، زير واحدي از كوهِسين موسوم به كليسين Kleisin ، برش مي خورد (Scc1/Rad21 در ميتوز و Rec8 در ميوز). اين برش براي جداسازي سانترومر ها و درنتيجه انجام آنافاز الزامي است.

   در بيشتر طول مسير چرخه سلولي ، توسط اتصال يك چاپرون مهار كننده بنام سكورين Securin و يا با تشكيل يك كمپلكس وابسته به فسفوريلاسيون CDK1 ، از فعاليت سپاراز جلوگيري مي گردد.

   سكورين و يا زير واحد سايكلين Bي Cdk1 ، نهايتاً بوسيله يك پروتئوليز وابسته به يوبيكيتين بنام فاكتور پيشبرنده آنافاز يا سيكلوزوم  (Cyclosome  (APC/C و كوفاكتور آن Cdc20 ، تجزيه گرديده و سپاراز فعال مي شود.

   بنابراين ، سكورين يك سوبسترات كليدي براي APC/CCDC20 محسوب مي گردد. اگرچه اصل مسير ثابت است ولي توالي سيكورين در شاخه هاي موجودات زنده ميتواند متفاوت باشد.

در اين مقاله كه در پايگاه اينترنتي  PlosBiology منتشر شده است، نشان داده مي شود كه سكورين براي پايداري كروموزومي انسان ضروري نيست بلكه آن مكانيسم ديگر يعني CDK1 صورت مي گيرد. زيرا در سلول هاي موتاسيون يافته انساني كه فاقد ژن توليد كننده سكورين يعني hsecurin بودند ، فعاليت طبيعي سپاراز و برش مؤثر Scc1 وجود داشت.

منبع:پایگاه زیست شناسی ایران

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 3:48 توسط سعدیه رشیدی |


 

بسیاری از پروتیین‌هایی که توسط ژن‌های vir رمز می‌شوند، نقشی ضروری در فرآیند انتقال ژن به واسطه آگروباکتریوم دارند. در مقاله حاضر، نقش‌های پروتیین‌های Vir که می‌توانند با هدف بهبود فرآیند انتقال ژن مورد دست‌ورزی قرار گیرند، به طور محدودی توضیح داده شده است. پروتیین‌های VirA و VirG به عنوان عضوی از یک سیستم تنظیمی ژنتیکی دو بخشی حسی-ترارسانی پیام عمل می‌کنند. VirA یک شاخک پری‌پلاسمیک است که حضور ترکیبات فنلی گیاهی خاصی را در زمان زخم القا می‌شود، حس می‌کند. VirA با هماهنگی با یک مولکول حامل مونوساکاریدی به نام ChvE و در حضور مقدار مناسبی فنل و مولکول قند، خود و پروتیین VirG را فسفریله می‌کند. VirG در حالت غیر فسفریله غیرفعال است، اما در حالت فسفریله، این پروتیین به فعال شدن یا افزایش سطح رونویسی ژن‌های vir کمک می‌کند. این کار احتمالاً از طریق برهمکنش با توالی جعبه-vir که بخشی از راه‌انداز ژن‌های vir است، صورت می‌گیرد. پروتیین‌های همیشه فعال VirA و VirG که نیازی به القا‌کننده فنلی برای فعالیت خود نداشته یا پروتیین‌های VirG که برهمکنش بهتری با توالی جعبه-vir برای فعال کردن ابراز ژن‌های vir داشته باشند، شاید برای بهبود کارآیی انتقال ژن به واسطه آگروباکتریوم و طیف میزبانی مفید باشد.

VirD۴ به همراه ۱۱ پروتیین VirB، یک سیستم ترشحی نوع ۴ که برای انتفال T-DNA و چند پروتیین­ دیگر Virشامل VirE۲ و VirF لازم است، می­سازند. شـایـد VirD۴ بـه عنــوان یـک پیونـددهنـده عمـل نمـایـد تـا برهمکنــش مـجـمـوعـه T-DNA/VirD۲ با سیستم ترشحی رمزشده VirB را افزایش دهد. بیشتر پروتیین­های VirB یا کانال غشایی می­سازند یا به عنوان ATPase، انرژی لازم برای تشکیل کانال یا فرآیندهای خروج مولکول­ها را فراهم می­کنند. چندین پروتیین شامل VirB۲، VirB۵ و احتمالاً VirB۷ در ساختن T-pilus شرکت دارند. VirB۲ اصلی­ترین پروتیین پیلین است. عمل پیلوس در انتقال T-DNA هنوز روشن نیست، ولی شاید به عنوان کانالی برای عبور T-DNA و پروتیین­های Vir عمل نماید یا شاید فقط به عنوان قلابی برای برقراری ارتباط با سلول گیاهی پذیرنده عمل نمایند و باکتری و گیاه در نزدیکی هم قرار داده تا انتقال مولکولی موثری صورت گیرد. جنبه مهم زیست­شناسی پیلوس که شاید در انتقال ژن اهمیت داشته باشد، ناپایداری آن در حرارت است. گرچه حداکثر القا ژن­های vir در دمای ۲۵ تا ۲۷ درجه است، پیلوس برخی از سویه­های آگروباکتریوم در دماهای پایین­تر (۱۸ تا ۲۰ درجه)، پایدارتر است. آزمایش­های اولیه حاکی از اثر درجه حرارت بر انتقال ژن است. بدین ترتیب، برخی شاید کشت همزمان آگروباکتریوم و سلول­های گیاهی را در دمای پایین و طی چند روز آغازین فرآیند انتقال ژن مورد بررسی قرار دهند.

پروتیین­های VirD۲ و VirE۲نقشی حیاتی و احتمالاً کامل­کننده در انتقال ژن به واسطه آگروباکتریوم بازی می­کنند. گفته می­شود که این دو پروتیین به همراه رشته T، مجموعه­ای به نام مجموعه T تشکیل می­دهند که شکل انتقال شونده T-DNA می­باشد. اینکه این مجموعه داخل باکتری سوار می­شود یا نه هنوز مورد مباحثه است. Citovsky و همکارانش نشان داده­اند که VirE۲ می­تواند داخل سلول گیاهی کار خود را انجام دهد: گیاهان تراریخته توتون که توانایی ابراز VirE۲ را کسب کرده بودند، با سویه­های جهش­یافته virE۲ آگروباکتریوم آلوده می­شدند. چندین آزمایشگاه نیز نشان داده­اند که VirE۲ می­تواند در غیاب رشته T به سلول گیاهی منتقل شود و ممکن است که مجموعه VirE۲ و رشته T، یا در کانال انتقال باکتری یا داخل سلول گیاهی تشکیل شوند. نتایج تحقیقات جدید حاکی از آن است که شاید VirE۲ نقش دیگری نیز در مراحل اولیه فرآیند انتقال ژن دارد: Dumas و همکارانش نشان داده­اند که VirE۲ در شرایط in vitro می­تواند با مشارکت غشا مصنوعی، کانالی برای انتقال مولکول­های DNA خلق نمایند. بنابراین، ممکن است که یک وظیفه VirE۲، تشکیل سوراخی در غشا سیتوپلاسمی برای تسهیل عبور رشته T باشد. به دلیل اتصال VirD۲ به انتهای ۵′ رشته T، این پروتیین ممکن است به عنوان راهنمای این رشته برای عبور از کانال انتقالی نوع ۴ عمل نماید. VirD۲ همچنین ممکن است در مراحل دیگری از فرآیند انتقال ژن، در داخل سلول گیاهی، نقش داشته باشد. VirD۲ دارای توالی “پیام مکان­یابی هسته­ای” (NLS) بوده که ممکن است در هدایت این پروتیین و T-DNA متصل به آن به سوی هسته سلول گیاهی، کمک نماید. توالی NLS در پروتیین VirD۲ می­تواند مجموعه­های T ساخته­شده در آزمایشگاه که شامل پروتیین­های گزارشگر نیز می­باشند، به هسته سلول­های گیاه، جانور و مخمر هدایت کند. از این گذشته، VirD۲ می­تواند با چندین پروتیین Importin آرابیداپسیس از طریقی وابسته به NLS در مخمر و همچنین شرایط in vitro مشارکت نماید. Importin- بخشی از یکی از مسیرهای انتقال پروتیین هسته­ای است که در یوکاریوت­ها کشف شده است. داده­های اخیر نشان می­دهد که VirD۲ به تنهایی برای انتقال مستقیم رشته T به هسته کافی نیست. Ziemienowicz و همکارانش نشان دادند که در سلول­های تراوا، VirD۲ می­تواند در انتقال اولیگونوکلیوتیدهای کوچـک متصل به خـود، که در شرایـط in vitro ساخته شده­اند، به هسته موثر باشد، ولی نمی­تواند مولکول­های بزرگ متصل را در انتقال به هسته هدایت کند. برای انتقال این مولکول­های بزرگ­تر، VirE۲ نیز باید به رشته T ملحق شود. نهایتاً شاید VirD۲ نقشی در ادغام T-DNA با ژنوم گیاهی بازی کند. جهش­های متعددی در VirD۲ می­تواند هم در کارآیی و هم در دقت ادغام T-DNA تاثیر داشته باشند.

درباره نقش VirE۲ در انتقال هسته­ای T-DNA هم مباحثاتی وجود دارد. VirE۲ یک پروتیین متصل شوند به توالی­های غیر اختصاصی DNA تک رشته می­باشد. در سلول­های آگروباکتریوم VirE۲ شاید با VirE۱ برهمکنش داشته باشد و بنابراین نمی­تواند برای اتصال به T-DNA در دسترس باشد. اما وقتی به DNA تک رشته متصل شود (احتمالاً در سلول گیاهی)، VirE۲ می­تواند DNA با ساختار پیچیده اتفاقی را تبدیل به حالتی شبیه به سیم پیچیده تلفن نماید. این شکل طویل شده T-DNA، ممکن است به هدایت آن از طریق سوراخ­های هسته کمک نماید. VirE۲ همچنین دارای توالی­های NLS بوده که ابه این دلیل می­تواند پروتیین­های گزارشگر متصل به خود را به هسته سلول گیاه هدایت کند. VirE۲ مثل VirD۲ با پروتیین­های Importin- آرابیداپسیس در مخمر، از طریقی وابسته به NLS برهمکنش دارد. یک گزارش حاکی از آن است که VirE۲ به DNA تک­رشته متصل شده و با ریز-تزریقی به داخل سلول گیاهی، می­تواند DNA را به هسته هدایت کند، گرچه گزارش­های دیگر نشان می­دهد که VirE۲ نمی­تواند DNA تک­رشته متصل به خود را به هسته سلول­های گیاهی یا جانوری که برای افزایش کارآیی جذب DNA از محیط، تراوا گشته­اند، رهنمون سازد. دلایل این نتایج متناقض نامعلوم است ولی شاید منعکس­کننده تفاوت­های نوع سلول­ها و سیستم­های ارسال DNA که توسط دو گروه استفاده شده، باشد. استفاده از سویه­های آگروباکتریوم که یک پروتیین VirD۲ جهش­یافته فاقد NLS را رمز می­کنند، برای ارسال T-DNA به سلول گیاهی، فقط باعث ۴۰ درصد کاهش کارآیی انتقال ژن می­شود. گیاهان تراریخته که VirE۲ را ابراز می­کنند، مکمل سویه­های جهش­یافته­های دوگانه آگروباکتریوم هستند که فاقد ژن virE۲ و دارای یک نقص در ناحیه رمزکننده NLS ژن virD۲ می­باشند. این نتایج نشان می­دهد که در صورت فقدان توالی NLS در پروتیین VirD۲، سایر سازوکارهای هدف­گیری هسته (مثل VirE۲) جایگزین آن می­شوند.

وقتی VirE۲ به DNA متصل می­شود، موتیف NLS آن مسدود و غیرفعال می­شود. این موضوع به این علت است که دامنه­ NLS و دامنه متصل شونده به DNA پروتیین VirE۲ با هم همپوشانی دارند. گروه Hohn نظریه­ای ارایه کرده­اند که طبق آن نقش اولیه VirE۲ در انتقال هسته­ای مستقل از NLS بوده و VirE۲ فقط به رشته T شکل می­دهد تا بتواند از منافذ هسته با حرکات مارپیچی عبور کند.

توانایی پروتیین VirE۲ در مکان­یابی هسته سلول­های جانوری مورد بحث است. Ziemienowicz و همکارانش نشان داده­اند که در سلول­های تراوا شده Hela، نوع octopine پروتیین VirE۲ می­تواند هسته را هدف­گیری نماید در حالی که در سلول­های Drosophila و Xenopus که مورد ریزتزریقی قرار گرفته بودند، توالی NLS نوع nopaline پروتیین VirE۲ باید تغییر نماید تا این پروتیین تغییریافته در مکان­یابی هسته­ای موثر باشد. گرچه دلیل این اختلاف مشخص نیست ولی احتمالاً به خاطر این نیست که یکی از دو گروه از VirE۲ نوع octopine و دیگری از نوع nopaline استفاده کردند.

نهایتاً VirE۲ احتمالاً رشته T را از تجزیه نوکلیوتیدی در سیتوپلاسم و هسته گیاه محافظت می­کند.

وجود یک مجموعه T مرکب از یک تک مولکول VirD۲ که با پیوند کووالانت به انتهای ۵′ یک رشته T متصل شده است و به طور منظم توسط مولکول­های VirE۲ پوشیده شده است، به طور کلی توسط مجامع تحقیقاتی آگروباکتریوم پذیرفته شده است. اما بهتر است آگاه باشیم که این مجموعه تاکنون نه در آگروباکتریوم و نه در سلول­های گیاهی شناسایی نشده است. همچنین ممکن است سایر پروتیین­ها مثل Importin، VIP۱ و حتی VirF، هم به طور مستقیم و غیر مستقیم با رشته T برهمکنش داشته و مجموعه T طویل­تری در سلول گیاهی تشکیل دهند.

گرچه عموماً ژن­هایvir رمز شونده توسط پلاسمید Ti به عنوان مهم­ترین عامل انتقال ژن مورد توجه هستند، بسیاری از ژن­های کروموزومی آگروباکتریوم نیز برای این فرآیند ضروری هستند. نقش ژن­های کروموزومی برای اولین بار با استفاده از جهش­زایی اتفاقی کل ژنوم آگروباکتریوم مشخص شد. تحقیقات بعدی نقش بسیاری از این ژن­ها را مشخص کرد. این نقش­ها شامل تولید، تغییر و ترشح اگزو-پلی­ساکارید (pscA/exoC، chvA و chvB) و دیگر نقش­ها در اتصال باکتری به سلول­های گیاهی (ژن­های att)، ناقلین قند درگیر در القا ژن­های vir (chvE)، تنظیم القا ژن­های vir (chvD) و حمل T-DNA (acvB) می­باشد. ژن­های دیگر مثل miaA، نیز ممکن است نقش کوچکی در فرآیند انتقال ژن داشته باشند. روشن­شدن توالی کامل A. tumefaciens C۵۸، مطمیناً بستر مناسبی برای کشف ژن­های دیگری که در انتقال ژن به واسطه آگروباکتریوم درگیر هستند، فراهم می­کند.

منبع : bedanid.com

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 3:44 توسط سعدیه رشیدی |


 

اژدهای کومودو

اژدهای کومودو (Varanus komodoensis) یک گونه سمی از سوسمار ها که در جزایر Komodo , Rinca , Flores و Gili Motang اندونزی سکونت دارد . این جانور یک عضو از خانواده monitor lizard یا varanidaeاست و بزرگترین گونه ی زنده از سوسمارهاست که به طور میانگین 2 تا 3متر رشد می کند و وزنش تا حدود 70 کیلوگرم یا 150 پوند می رسد . این اندازه های غیر عادی که به Island gigantism نسبت داده می شود و همچنین میزان سوخت و ساز کم این جانور موجب شده تا هیچ جانور گوشت خوار دیگری وجود نداشته باشد تا مکان اژدهای کومودو را در اکوسیستمشان در جزایری که زندگی می کنند بگیرد ، در نتیجه این جانور در اکوسیستم محل زندگی خود حکمرانی می کند .

هرچند اژدهای کومودو بیشتر مردارخوار است ، او همچنین طعمه هایش که شامل بی مهرگان ، پرندگان ، و پستانداران می شود را با جستجو کردن و در کمین نشستن شکار می کند . جفت گیری این جانور بین ماه های May و  August صورت می گیرد و جانور ماده در ماه September در آشیانه متروک جانور Megapode تخم گذاری کرده و به مدت 7 تا 8 ماه روی تخم ها می خوابد . در ماه April که مقدار حشرات خیلی زیاد است بچه ها از تخم بیرون می آیند . کومودوی جوان به دلیل آسیب پذیری در داخل درختان زندگی می کند که محلی امن در برابر شکارچی ها و کومودو های بالغ همنوع خوار است . 3 تا 5 سال طول می کشد تا کومودوهای جوان بالغ شوند . این جانوران ممکن است تا 50 سال هم زندگی کنند . اژدهای کومودو از جمله مهره داران کمیابی هست که قابلیت بکرزایی دارد یعنی زمانی که جانور نر وجود ندارد جانور ماده می تواند تخم های بادوام و مقاومی بگذارد .

در محیط زیست یک کومودوی بالغ وزنی در حدود ۷۰ کیلوگرم دارد . با این حال نمونه های گرفته شده ای توسط انسان وجود دارند که سنگین تر می باشند . بزرگترین نمونه ی بررسی شده 3.13 متر طول و 166 کیلوگرم وزن داشت . البته این وزن به همراه غذای هضم نشده داخل بدنش محاسبه شده است .

اژدهای کومودو دمی به اندازه ی طول بدنش دارد که واجد 60 برآمدگی دندانه دار متوالی است که اندازه هرکدام از این دندانه ها به 2.5 سانتی متر هم می رسد .

بزاق این جانور خیلی اوقات خونی رنگ است ، چون دندان ها تقریبا به طور کامل توسط بافت لثه پوشیده شده اند و به طور طبیعی حین غذا خوردن پاره می شوند . این محیط یک محیط ایده آل ایجاد می کند تا باکتری های بدخیم و سمی بتوانند براحتی در آن زندگی کنند . این جانور همچنین دارای یک زبان بلند زرد رنگ با دوشاخه شدگی عمیق است .          

اژدهای کومودو اولین بار توسط دانشمندان غربی شناسایی و ثبت شد . اندازه بزرگ و اینکه به عنوان جانور ترسناک معروف بوده موجب شد تا آنها را در باغ وحش های مشهور به معرض نمایش قرار دهند . گستردگی آنها در حیات وحش به خاطر فعالیت های آدمی کم شده به همین خاطر توسط IUCN در زمره حیوانات در خطر و آسیب پذیر قرار داده شده است . این جانوران هم اکنون زیر نظر قوانین کشور اندونزی در پارک ملی کومودو (Komodo National Park) نگهداری و حفاظت می شوند . ...


::ادامــه مــطــلــب::

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 15:41 توسط هادی ندائی |


 

 ۴۶۵۴۶۷۸۸۹۸۷۹۷۷.jpg
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از  اعتماد، يک زن ۲۷ ساله همداني در نخستين زايمان خود با سزارين در بيمارستان تامين اجتماعي اين شهر، دختري به دنيا آورد که فقط ۷۰۰ گرم وزن دارد.

وزن نوزادان هنگام تولد به طور معمول حدود سه کيلوگرم است و به همين خاطر پزشکان پس از تولد اين دختر بندانگشتي اميد چنداني به زنده ماندن وي نداشتند اما اين دختر به حيات خود ادامه داد.
او اکنون ۲۴ روزه است و وضع عمومي اش رضايت بخش توصيف مي شود. بيشتر نوزاداني که زير يک کيلوگرم وزن دارند در همان نخستين روزهاي زندگي شان فوت مي شوند و اکنون زنده ماندن اين بچه استثنايي، شگفتي ساز شده است.

پيش از اين در آلمان در نمونه يي مشابه يک نوزاد زودرس که به اندازه کف يک دست بود با تلاش پزشکان زنده ماند. اين نوزاد به نام «کيمبرلي» در هفته بيست و پنجم بارداري مادرش به دنيا آمد و به طرز معجزه آسايي زنده ماند. او فقط ۳۰۰ گرم وزن داشت و درون دستگاه نگهداري مي شد. نوزاد آلماني اکنون دو کيلو و ۳۰۰ گرم وزن دارد و هيچ خطري تهديدش نمي کند و پزشکان همداني نيز اميدوارند بتوانند دختر بندانگشتي را از مرگ برهانند.

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 0:31 توسط فاطمه نوروزی |


توليد مجدد بافت مثانه با فناوري‌نانو

فناوري نانو نقش بسيار مهمي در توليد مجدد بافت مثانه ايفا مي‌کند. بافت‌هاي نانو با دارا بودن حفرات نانومتري و برجستگي‌هاي نانومقياس، رشد بافت مثانه را بهبود بخشيده و در عين حال از تشکيل سنگ کلسيم جلوگيري مي‌کنند. تشکيل سنگ مثانه يک بيماري بسيار معمول است که   2/5 درصد از بزرگسالان آمريکايي با درصد بسيار بالايي از عود، دچار اين بيماري هستند.

نياز به توليد مجدد بافت مثانه به دلايل مختلفي از جمله سرطان مثانه ايجاد مي‌شود؛ اين بيماري سالانه در 38000 مرد و 15000 زن در آمريکا تشخيص داده مي‌شود. فناوري نانو امکان ايجاد چارچوب‌هايي را براي رشد بافت مثانه ايجاد مي‌کند که نسبت به مواد موجود به شکلي دقيق‌تر بافت طبيعي را شبيه‌سازي مي‌کنند. اين امر باعث مي‌شود سرعت رشد بافت افزايش يافته و در عين حال از تشکيل سنگ مثانه جلوگيري شود.

نشان داده شده است که ناهمواري‌هاي نانومقياس عملکرد سلول‌ها را در بسياري از کاربردهاي مهندسي بافت (همچون استخوان، غضروف، رگ، سيستم‌هاي عصبي و پوست) بهبود مي‌بخشند. اين ناهمواري‌هاي نانومقياس که فناوري نانو مي‌تواند ايجاد کند، مشابهت بسيار زيادي با ناهمواري‌هاي بافت‌هاي طبيعي داشته و از ويژگي‌هاي سطحي خاصي (همچون انرژي) برخوردارند که براي بهبود عملکرد سلول ها مهم هستند.

اين ساختارهاي نانومقياس سطحي را مي‌توان به راحتي با استفاده از روش‌هاي فيزيکي و شيميايي ايجاد کرد. به عنوان مثال مي‌توان پليمرهاي با ساختار اسيدي را در يک باز و يا پليمرهاي داراي ساختار بازي را در يک اسيد غوطه‌ور نمود و يا از فرايندهاي فيزيکي همچون تبخير با تابش الکتروني بهره برد. اين فرايندها موجب تغيير ناهمواري‌هاي سطحي شده و در نتيجه انرژي مواد زيستي را براي برهمکنش اوليه با پروتئين‌ها تغيير مي‌دهد. اين برهمکنش‌ها شامل جذب سطحي و فعاليت زيستي براي بهبود عملکردهاي سلولي همچون چسبندگي، تکثير و سنتز محيط خارج سلولي است.

تحقيقات اخير که توسط محققان دانشگاه براون انجام شده است نشان داده است که تغييرات ايجاد شده در ناهمواري‌هاي نانومقياس سطح پلي «لاکتيک-گليکوليک اسيد» (PLGA) و پلي اورتان (PU) سرعت رشد سلول‌هاي اوروتليال مثانه را نسبت به مواد پليمري بدون اين ناهمواري‌ها افزايش مي‌دهد. نتايج مشابهي در مورد سلول‌هاي ماهيچه‌اي نرم مثانه به دست آمده است.

اين گروه همچنين از برجستگي‌هاي نانومقياس سطحي روي PLGA و PU براي جلوگيري از تشکيل سنگ مثانه بهره برده‌اند. اين مطالعات نشان داده‌اند که تشکيل بلورهاي کلسيم روي سطوح پليمري داراي ساختارهاي نانومقياس سطحي در مقايسه با پليمرهاي معمولي تا 50 درصد کاهش مي‌يابد.

نتايج کار اين پژوهش در مجله Nanotechnology منتشر شده است

منبع:سایت نانو

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 3:33 توسط سعدیه رشیدی |


جلوگيري از انعقاد خون با نانوذرات نقره

دانشمندان داروي جديدي به نام RepPro کشف کرده‌اند که مي‌تواند جايگزين آسپيرين و يا ساير عوامل ضدانعقاد مورد استفاده در جلوگيري از لخته شدن خون در بيماري‌هايي همچون تصلب شرايين، حمله و سکته قلبي شود. در اين تحقيق که نتايج آن در شماره 23 ژوئن مجله ACS Nano منتشر شده است، از نانوذرات نقره به قطر يک پنجاه‌هزارم موي انسان استفاده شده است که به جريان خون تزريق مي‌شوند.

استفاده از نانوذرات نقره در جلوگيري از لخته شدن خون

دِبابراتا و همکارانش بيان مي‌کنند که بيماران نياز به داروي ضدانعقاد جديدي دارند، زيرا داروهايي که به طور معمول براي اين کار تجويز مي‌شوند، اغلب موجب ايجاد خونريزي‌هاي خطرناکي مي‌شوند. از سوي ديگر، پير شدن جمعيت، سبک زندگي بدون تحرک، و افزايش نرخ ابتلا به بيماري‌هاي خاص، نياز به استفاده از اين داروها را افزايش داده است. محققان به دنبال عوامل درماني جديدتري هستند که به شکلي ملايم‌تر فعاليت پلاکت‌ها را هماهنگ و تنظيم نمايد. پلاکت‌ها ذرات ديسک مانندي هستند که لخته‌هاي خوني را شکل مي‌دهند.

دانشمندان در اين مقاله، توسعه و بررسي عملکرد نوعي از نانوذرات نقره را توصيف نموده‌اند که مي‌توانند پلاکت‌ها را به حالت غيرفعال درآورند. تزريق مقدار کمي از اين نانوذرات نقره به موش، بدون اينکه اثرت جانبي زيان‌باري داشته باشد، فعاليت پلاکت‌ها و توانايي آنها در تجمع و توده‌اي شدن را تا 40 درصد کاهش مي‌دهد.

بنا بر گفته اين پژوهشگران، اين نانوذرات به صورت بالقوه مي‌توانند به عنوان يک عامل ضدانعقاد به کار روند. آنها مي‌افزايند: «به نظر مي‌رسد نانوذرات نقره دو خاصيت بسيار مهم و عمده دارند (ضدباکتري و ضدانعقاد) که هر دو براي سلامتي انسان مفيد هستند. اين دو ويژگي در کنار هم مي‌توانند کاربردهاي منحصر به فردي مثلاً در استنت‌هاي مربوط به گرفتگي شرياني داشته باشند».
 

منبع:سایت نانو

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 3:29 توسط سعدیه رشیدی |


ساخت ماهيچه‌هاي مصنوعي پرتوان

محققان دانشگاه تگزاس به‌وسيله‌ي جنگلي از نانولوله‌هاي کربني چند‌ديواره و تبديل آن به آئروژل‌هاي کربني، موفق به ساخت نوعي ماهيچه‌ي مصنوعي شدند. اين ماهيچه‌هاي مصنوعي پس از شارژ با بار الکتريکي، مي توانند ظرف چند ميلي‌‌ثانيه در دماي 80 تا 1900 کلوين خم شده، تا 220 درصد طول اوليه‌ي خود امتداد پيدا کنند. از اين ابزار مي‌‌توان در پزشکي، هوافضا و حتي در نسل آينده‌ي روبوت‌ها استفاده نمود.

نکته‌ِي جالب توجه در اين روش، رفتار دوگانه‌ي بي‌سابقه‌ي لاستيکي و الماس‌‌گونه در يک ماده است. اين نانولوله‌هاي کربني جنگل‌‌مانند با شدت 2m/s به ورقه‌هايي آئروژلي با چگالي تنها 1/5mg/cm3 (چيزي در حد چگالي هوا) و استحکامي بيش از فولاد تبديل مي‌‌شوند که در صورت اعمال بار الکتريکي همانند لاستيک کش مي‌‌‌آيند. مزيت اين دستگاه جديد نسبت به انواع مشابه قبلي آن، قابليت کاربرد آن در گستره‌ي دمايي وسيع و شدت انبساط و انقباض فوق‌‌العاده‌ي آن (حدود صدها برابر ماهيچه‌هاي طبيعي) است. اين ماهيچه‌هاي مصنوعي همچنين مي‌‌توانند نيرويي تا 30 برابر بيشتر از ماهيچه‌هاي طبيعي بر اجسام وارد کنند.

به عقيده‌ي ري باغمان و همکارانش، از اين ماهيچه‌هاي مصنوعي مي‌‌توان به‌عنوان محرک ابزارهاي پزشکي و ديگر دستگاه‌ها، الکترود پيل‌هاي خورشيدي، ديودهاي نشردهنده‌ي نور و نمايشگرها استفاده نمود و حتي در بازوهاي نسل آينده‌ي روبوت‌ها آن را به کار گرفت، همچنين قابليت کار در گستره‌ي دمايي وسيع موجب مي‌‌شود تا اين ماهيچه‌ها در صنايع هوافضا نيز کاربرد داشته باشند. گفتني است جزئيات اين کار تحقيقي در نشريه‌ي ساينس منتشر شده‌‌است.

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 3:26 توسط سعدیه رشیدی |


روش ميکروسکوپي جديد براي‌ شناسايي تک‌مولکول‌ها

استفاده از روش طيف‌نگاري SERS (پراکندگي رامان افزايش سطحي) اين امکان را فراهم مي‌آورد كه با دقتي در حد تک‌مولکولي به آشکارسازي و مطالعه‌ي در جاي خواص زيست‌فيزيکي و زيست‌پزشکي سيستم‌هاي کمپلکس (مرکب) زيستي پرداخته شود؛ البته اين امر مستلزم آن است كه بتوان از موادي كه داراي سازگاري زيستي و غير سمي هستند و به‌وفور هم يافت مي‌شوند، به‌عنوان پايه‌اي استفاده كرد که زيست‌مولکول‌ها به آن متصل مي‌شوند.

گروه تحقيقاتي CNM Nanobio Interfaces آزمايشگاه ملي آرگون (Argonne) با همکاري جمعي از محققان دانشگاه کوئينزلند استراليا و دانشگاه نورث‌وسترن در بررسي‌هاي خود موفق به درك افزايش قابل توجهي (تقويت شديدي) در مدهاي فعال انتخابي رامان مربوط به مولکول‌هاي فعال زيستي ـ که به سطح نانوذرات TiO2چسبيده بودند ـ شدند.

به عقيده‌ي آنها چنين افزايشي در وضعيت طيف رامان اين مولکول‌ها، مستلزم كمپلكس انتقال بار است. در اين فرايند آنها به شواهدي دست يافتند كه بيانگر وجود ساز و کار الکترونيکي منحصربه‌فردي بود كه از آن جمله مي‌توان به انتقال بار از مولکول زيستي به اکسيد تيتانيوم كرد كه امر باعث ايجاد ضريب افزايش‌هاي بزرگ‌تري تا 1000 در محلول نانوذرات دي اکسيد تيتانيوم و زيست‌مولکول‌ها (مولکول‌هايي از قبيل دسته‌ي مهم انتقال‌دهنده‌هاي عصبي (نوروترنسميترها) مانند دوپامين و دوپاک) مي‌شود.

در اين روش به‌دليل جهت و نوع اتصال زيست‌مولکول‌ها و ماده‌ي پايه، تنها برخي از ارتعاشات تقويت مي‌شوند كه آن هم به‌صورت انتخاب‌شده است؛ لذا تمامي مدهاي تقويت‌شده با ارتعاشات نامتقارني مربوط به مولکول‌هاي متصل‌شده به ماده‌ي پايه همراه خواهند بود كه انرژي و شدت آنها به اندازه و شکل نانوذرات پايه (يعني نانوذرات TiO2 ) بستگي دارد. اين امر موجب پايين آمدن تقارن کمپلکس انتقال بار مي‌شود.

از سوي ديگر تجمع موضعي بار در اين ذرات 2 نانومتري که هنگام اتصال ذره و مولکول ـ که از طريق جابه‌جايي آبي (بلوشيفت) ايجاد مي‌شود ـ منجر به كاهش ميزان تقويت SERS مي‌شود، همچنين مشخص است كه هر چه غلظت مولکول‌هاي جذب‌شده کمتر باشد تقويت رامان بيشتري هم ايجاد مي‌شود كه اين امر به معناي دقت بالاي سيستم در آشکارسازي زيست‌مولکول‌هايي است که با نانوذرات اکسيد فلزي کمپلکس انتقال بار تشکيل مي‌دهند.
منبع:سایت نانو

 

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 3:17 توسط سعدیه رشیدی |


 

سيروز كبدي چيست؟
وزن كبد در حالت معمولي در حدود 5/1كيلوگرم و بزرگترين غده بدن مي‏باشد. كبد در قسمت ربع فوقاني سمت راست شكم و پشت دنده‏هاي تحتاني قرار دارد. چنانچه كبد به دليل عفونت مزمن فرسوده شود اصطلاحاً سيروز كبدي ناميده مي‏شود.
عللم مهم و عمده ايجاد سيروز چيست؟
سيروز علل زيادي دارد. در ايالات متحده شايعترين علت آن مصرف مشروبات الكلي است و در كشور ما ابتلا به ويروسهاي هپاتيت B و‌ ‍‍C و D مي‏باشد كه التبه درصدي از آنها بدليل هپاتيت مزمن به سيروز ختم مي‏شوند. تعداد كمتري نيز به دنبال
بيماريهاي ارثي مانند فيبروزكيستيك، كمبود آنزيمي بنام 1- الفاآنتي‏تريپسين، گالاكتوزومي و بيماري ذخيره‏اي گليكوژن به سيروز مبتلا مي‏شوند.
دو نوع اختلال ارثي نيز مي‏تواند ايجاد سيروز كند كه يكي ويلسون بدليل ذخيره مس و ديگري هموكروماتوز بدليل ذخيره آهن مي‏باشد. در بيماران ويلسوني مس در انساجي مانند مغز و كليه ها و قرينه رسوب مي‏كند. در هموكروماتوز آهن زيادي جذب
مي‏شود و در انساجي مانند لوزالمعده، پوست، مخاط روده، قلب، غدد داخلي و كبد رسوب مي‏كند. از علل ديگر سيروز انسداد طولاني مدت مجاري صفراوي بهر دليل مي‏باشد. در واقع مجاري صفراوي حامل صفرا از كبد به روده‏ها جهت هضم چربيها مي‏باشند.
•در اطفال علت سيروز انسداد مادرزادي اين مجاري است كه به اترزي مجاري مشهور است. دراين حالت باعث برگشت صفرا به كبد و آسيب كبدي مي‏گردد. البته بوسيله جراحي مي‏توان اين مجاري را باز كرد و به بيماران كمك كرد.
•در بزرگسالان مجاري صفراوي ممكن است بدلايلي ملتهب و دچار انسداد شوند از جمله اين دلايل بيماري سيروز صفراوي اوليه است. نوع ديگر سيروز صفراوي بدليل عمل جراحي
 كيسه صفرا مي‏باشد كه به دنبال آن مجراي صفراوي بدليل عمل جراحي آسيب مي‏بينند. از علل
 غير شايع ديگر واكنش شديد به بعضي داروها و يا مصرف طولاني مدت بعضي داروها و سموم محيطي و نيز نارسائي احتقاني قلب كه باعث احتقان كبد و در نهايت سيروز مي‏گردد.


::ادامــه مــطــلــب::

+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 17:20 توسط هادی ندائی |


 

هپاتیت آ
هپاتیت نوعی التهاب کبدی است که می تواند توسط مشروبات الکلی یا برخی از داروها ایجاد شود، اما معمولا در اثر عفونت ویروسی به وجود می آید.
انواع مختلفی از ویروسها می توانند این بیماری را ایجاد کنند که روش بیماری زایی هرکدام متفاوت است.
نحوه ابتلا به این بیماری ویروس هپاتیت آ (اچ آ وی) یکی از عمومی ترین عوامل عفونتزا در بسیاری از نقاط جهان است و می تواند از طریق خوردن یا آشامیدن غذا ویا آب آلوده نیز سرایت کند. این ویروس در مدفوع یافت شده و در صورت تماس مقدار اندکی از مدفوع فرد مبتلا به هپاتیت آ با دهان فرد دیگر می تواند منتقل شود. این سخن بدان معنی است که ویروس مذکور می تواند از طریق برخی فعالیتهای جنسی نیز انتقال یابد.
رعایت مسایل بهداشت فردی و شستشوی کامل دستها می تواند خطر سرایت این ویروس را به حداقل برساند.
علایم و نشانه ها ممکن است افراد بدون داشتن هیچ گونه علامتی، ناقل این بیماری به دیگران باشند.

برخی از علایمی که ممکن است بروز کند عبارت است از:

* داشتن کسالتی شبیه به سرماخوردگی مختصر و متوسط

* تهوع و استفراغ
* اسهال

* بی اشتهایی

* کاهش وزن

* زردی یا یرقان (زرد شدن پوست و سفیدی چشمها، زرد تیره شدن ادرار و کمرنگ شدن مدفوع)

* خارش پوست برخی از افراد هم ممکن است به بستری شدن در بیمارستان نیاز پیدا کنند.
آزمایشهای طبی برای تشخیص بیماری با انجام آزمایشهای خون پزشک می تواند وجود بیماری هپاتیت آ را تشخیص دهد. وی برای کشف عامل عفونت از شما سوالاتی نیز خواهد پرسید.
مثبت بودن نتیجه آزمایش خون به چه معناست؟


::ادامــه مــطــلــب::

+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 14:29 توسط فاطمه نوروزی |


چرا تعداد خانم ها بیش از آقایان است؟

حتما شنیده اید كه كروموزوم Y در حال زوال است ، ولی آیا مردان رو به نابودی اند؟ زنان بخاطر داشتن تفاوتی سیتوژنتیكی از مردان متمایزند. یك كروموزوم X اضافی بجای Y  باعث شده است آنها زن باشند. 

تقریباً یك دهه از زمان اولین پیشگویی دانشمندان در رابطه با از دست رفتن كروموزوم Y در مردان می گذرد. در واقع كروموزوم Y باعث می شود كه مردان ، مرد باشند. اما نقشه برداری اخیر از  ژنوم شامپانزه نشان داده است كه از كروموزوم Y  محافظت می شود. این امر بخاطر تك همسری انسان است.

ژن های انسان در 23 جفت كروموزوم گسترش یافته اند كه 22 تای آنها كاملاً مشابه می باشند. كروموزوم 23 همانند یك سكه ی دو رویه در عالم بیولوژی محسوب می گردد. دو X بمعنی زن بودن و X در كنار Y بمعنی مرد بودن است. جفت های كروموزومی غالباً قطعاتی از DNA را طی فرایند نوتركیبی ، مبادله می كنند. نقش نوتركیبی فعال نگه داشتن ژن ها می باشد.

تا اواخر دهه 1990 عقیده بر این بود كه كروموزوم Y انسان بخش عمده ای از ژن های كروموزوم X را ندارد تا بتواند با آن تبادل قطعه انجام دهد. نتیجه این امر باعث كاهش و غیر فعال شدن تدریجی ژن های كروموزوم Y می گردد تا اینكه نهایتاً محو شود. بطوریكه پیشبینی شد نسل مرد بین 5 تا 10 ملیون سال اینده از كره خاكی محو خواهد شد.

چون انسان و شامپانزه از یك جد مشترك در 6 ملیون سال پیش منشا گرفته اند ، دیوید پیج (David Page) از مؤسسه Whitehhead در ماساچوست بر آن شد تا روند نمو كروموزوم Y در شامپانزه و همتای انسانی آن را مطالعه نماید. آنچه او كشف كرد دور از تصور بود: كروموزوم Y در شامپانزه بیشتر از Y ی انسانی تحلیل رفته بود. پیج و همكارانش نتیجه گرفتند كه شامپانزه های ماده بعلت بی بند و باری و داشتن چندین شریك جنسی ، توانسته اند ژن های Y را به گونه ای القا كنند كه اسپرم های فعالی را تولید نمایند. در واقع بقول این محققین جنگی بین اسپرم های شامپانزه وجود دارد. هر شامپانزه نر سعی می كند ژن های خود را تحمیل نماید. در واقع طی این روند ، ژن های غیر تولید مثلی واقع بر كروموزوم Y ، سست و غیر فعال شده اند. بعلاوه تحلیل Y در شامپانزه شباهت هایی را با انسان نشان داده است. دانشمندان این مؤسسه بر این باورند كه اگر چه كروموزوم Y انسانی در ابتدا ژن هایی را از دست داده اند ، ولی در قرون اخیر نسبتاً پایدار شده است. كروموزوم Y انسان از سرنوشت Y شامپانزه دور مانده است و این امر بدلیل تك همسری بودن و یا منوگامی بودن انسان است.

اسپرم انسان رقابت اسپرم های شامپانزه را نداشته است. بنابراین فشاری را برای تولید اسپرم قوی تر متحمل نشده است. تمام ژنتیك دانان معتقدند كه زوال كروموزوم Y در انسان متوقف شده است. جنی آ. مارشال از دانشگاه ملی استرالیا ، كانبرا ، می گوید كه از  300 ملیون سال گذشته كه كروموزوم Y انسان متولد شد ، بتدریج تحلیل رفته است. ولی همچنان بحث ادامه دارد كه آیا كاهش میزان مردان در مقایسه با زنان متوقف شده است و یا خیر ؟

منبع:بانک بزرگ مقالات زیست شناسی

 

+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 3:29 توسط سعدیه رشیدی |


 

این داستان مردی است که انگشتش دوباره رشد کرد؛ شاید این یک معجزه باشد. لی‌اسپا‌یوک 69 ساله اهل سین‌لیناتی اوهایو، در سال 2005 در حالی که مشغول کار با یک هواپیمای مدل بود، به طور تصادفی انگشتش را برید.

برادرش دکتر آلن اسپایوک که جراح و فارغ‌التحصیل دانشگاه پترزبورگ و بنیانگذار شرکت ای‌سل بود و در حوزه بازسازی بدن و رشد دوباره سلول‌ها فعالیت می‌کرد، ناجی انگشت او بود.

به گزارش بی‌بی‌سی، دکتر اسپایوک به برادرش توصیه کرد که به جای پیوند عضو از نوعی پودر که تهیه شده از بدن خوک بود، استفاده کند. لی به مدت 10 روز از این پودر روی انگشت باقی‌مانده‌اش مالید. گفته می‌شود که بخش بالایی انگشتان لی شامل استخوان، بافت‌ها، پوست و ناخن او رشد کرده است.

 هم‌اکنون محققان آمریکایی سرگرم آزمایش روی پودری هستند که از بدن خوک تهیه شده است و احتمالا می‌تواند به ترمیم بافتی کمک کند.

پرفسور استیفان مینگر یکی از محققان سلول‌های پایه و ترمیم بافتی در کالج سلطنتی لندن می‌گوید: «ترمیم و بازسازی عضو کاری بسیار پیچیده است و به تحقیقات و بررسی بیشتری نیاز دارد. وقتی که سلول‌های بخشی از بدن که قطع شده دوباره بازسازی می‌شود، احتمال کمی وجود دارد که اعصاب آن بخش هم دوباره رشد کند و افراد احساسی در آن قسمت نخواهند داشت.»

دانشمندان همچنین در صدد راه‌اندازی طرحی هستند که هدفش کشف راز رشد دوباره عضو قطع شده بدن در برخی از حیوانات است.

اسپایوک می‌گوید: «بار دومی که از این پودر روی انگشتانم استفاده کردم، متوجه رشد انگشتم شدم. هر روز کمی به انگشتم اضافه می‌شد و بالاخره پس از چهار ماه انگشتم به اندازه طبیعی برگشت.» او می‌گوید، پس از چهار ماه انگشتش به شکل اولیه بازگشته است و با اینکه کمی پوست آن سفت است و زخم کوچکی در نوک آن دیده می‌‌شود اما حرکت هم می‌کند. فرآیند تهیه این پودر چند سالی است که کشف شده است،

 برای تهیه این پودر معجزه‌گر، لایه‌ای سلولی از جدار مثانه خوک جدا می‌شود. بافت باقی‌مانده پس از گذاشته شدن در اسید، از همه سلول‌های دیگر جدار مثانه خوک پاک‌سازی و بعد خشک می‌شود. ماده به دست آمده شبیه پودر است و فرآیند تهیه ‌آن پیچیده است.

دانشمندان بر این باورند که اگر پودر مولد بافت سلولی را روی زخم بگذارند، موجب رشد دوباره بافت می‌شود. اگر این روش به مرحله نهایی برسد، ممکن است یک روز بتوان نه تنها انگشت بلکه پوست‌هایی را که به شدت سوخته‌اند و حتی اعضایی که به شدت ‌آسیب دیده‌اند به طور کامل ترمیم کرد.

منبع:بانک بزرگ مقالات زیست شناسی

+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 3:23 توسط سعدیه رشیدی |


دسامبر گذشته در كلينيكي در كليولند امريكا يك داستان تخيلي به واقعيت پيوست و چهره زني تازه در گذشته به زن ديگري پيوند زده شد. تا پيش از برگزاري كنفرانس خبري هيچكس نمي دانست كاني پس از عمل چه شكل و شمايلي پيدا كرده است.
 

۴۳۷۵۷۳۴۷۹۵۴۳۳.jpg

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز  ، “كاني كالپ” زن ۴۶ ساله امريكايي كه پنج ماه پيش تحت اولين عمل جراحي پيوند صورت در دنيا قرار گرفته بود، چهارشنبه در برابر رسانه هاي جمعي رونمايي شد.

پنج سال پيش ، شليك مستقيم گلوله به صورت كالپ كه از اهالي ايالت اوهايو است، حفره اي بزرگ در وسط صورت او ايجاد كرده و همين وضع، موجب شده بود او بخاطر اين چهره زشت پس از مرخص شدن از بيمارستان، خود را در خانه محبوس كند.


پزشكان امريكايي پنج ماه قبل اولين جراحي پيوند صورت دنيا را روي كالپ انجام دادند و او عاقبت  در برابر دوربين رسانه ها قرار گرفت تا نتيجه تلاش پزشكان بيمارستان دانشگاه كليولند را در معرض قضاوت جهانيان قرار دهد.


 


::ادامــه مــطــلــب::

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 23:26 توسط هادی ندائی |


زهر زنبور عسل در درمان بیماری ‪ MS

تازه‌ترین یافته‌های یك تحقیق نشان می‌دهد كه زهر زنبور عسل در درمان بیماری ‪ MSموثر است .

این تحقیق در مركز تكثیر و پرورش جانوران آزمایشگاهی دانشگاه تربیت معلم كرج صورت گرفته و نتایج آن برای ارایه در كنفرانس طب تكمیلی در دانشگاه علوم پزشكی اصفهان پذیرفته شده است .

بیماری ‪ MSنوعی اختلال در سیستم عصبی مغز است كه در نوع شدید آن منجر به مرگ بیمار می‌شود.

مجری و سرپرست این تحقیق روز سه شنبه به خبرنگار ایرنا گفت: در اجرای این تحقیق ، بیماری ‪ MSبه موشهای صحرایی نژاد ویستار القا شد و سپس تاثیر زهر زنبور عسل روی این موشها مورد بررسی قرار گرفت .

دكتر محمد نبیونی افزود: در بیماری ‪ MSبیمار با تخریب سیستم عصبی روبه رو و منجر به تخریب غلافهای میانی اعصاب ملینی می‌شود.

وی ادامه داد: غلافهای میانی اعصاب ملینی با تاثیر زهر زنبور عسل شروع به بازسازی و ترمیم كردند.

نبیونی خاطرنشان كرد: این تحقیق بیانگر آن است كه زهر زنبور عسل می تواند در درمان بیماری ‪ MSمورد استفاده قرار گیرد.

وی گفت: این تحقیق یكی از بخشهای طرح تحقیقاتی جامع تاثیرات بیولوژیك زهر زنبور عسل است كه تاثیر زهر این حشره بر درمان بیماریهای دیگر نیز در دست تحقیق و بررسی است .

این طرح تحقیقاتی توسط ساره رجبی دانشجوی كارشناسی ارشد رشته سلولی تكوینی و با راهنمایی دكتر نبیونی به مدت یكسال در مركز تكثیر و پرورش جانوران آزمایشگاهی دانشگاه تربیت معلم كرج به نتیجه رسیده است .

مركز تكثیر و پرورش جانوران آزمایشگاهی اردیبهشت ماه سال گذشته در كرج گشایش یافت .

دانشجویان مقطع ارشد و دكترا می‌توانند طرحهای تحقیقاتی و فعالیتهایی نظیر نمونه برداری و بافت شناسی را در این مركز انجام دهند.

منبع: خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

 

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:32 توسط سعدیه رشیدی |


انگشت نگاری ژنتیكی

فرض كنید كه در یك زندان به علت مظنون بودنتان به یك جرم یا تبهكاری محبوس شده اید و هیچگونه مدركی دال بر بی گناهی شما وجود ندارد، روزهای سرد وسیاه حبس تا آخر عمر انتظارتات را می كشد تا اینكه با كمك یك آزمون علمی شگرفت انگیز بی گناهی شما ثابت می گردد و ناباورانه آزاد می شوید. این تصور خیالی دقیقا با بخشی از واقعیت زندگی ویلیام توماس از ایالت كنتاكی عجین شده است فردی كه در سال 1993 در جریان یك بزهكاری مظنون شناخته شد اما همواره در دادگاه بر بی گناهی خود پافشاری نمود تا اینكه 6 سال بعد بی گناهی وی با آزمون DNA به اثبات رسید. تكنیك انگشت نگاری ژنتیكی، در سال 1985 توسط الك جفری در دانشگاه لاسیستر ابداع شد. او سرگرم مطالعه برروی ژن میوگلوبین بود. پروتئین حاصل از این ژن موجب ذخیره اكسیژن در ماهیچه می شود.جفری در ضمن تحقیق خود در یافت كه نواحی از ژن میوگلوبین فاقد اطلاعات لازم برای ساخت میوگلوبین می باشد و نقشی در سنتز پروتئین میوگلوبین ندارد. این نواحی از ژن شامل نواحی غیر عادی از لحاظ بازهای نوكلئوتیدی بود كه در آن این بازها، چندین بارپشت سر هم تكرارمی شدند. جفریس این توالیها را ماهوارك نامید او اندیشید كه ممكن است این توالیها سر نخی برای دانشمندان ژنتیك باشد تا گره از بعضی معماهای ژنوم بگشایند. او این قطعات حاوی بازهای نوكلئوتیدی تكراری را پس ازجداسازی ازكل ژنوم وارد باكتری نمود و بااستفاده ازتكنیك نشاندار كردن قطعات حاصل از تكثیرو الكتروفورز، الگوهای مختلف باندی را در روی ژل مشاهده كرد. این دانشمند برجسته مشاهده كرد كه وجود توالیهای بازی تكراری تنها مختص ژن میوگلوبین نیست بلكه در سایر نقاط DNA ژنومی نیز این توالیها را می توان یافت. عجیبتر اینكه در هر فرد این توالیها منحصر به آن فرد است از والدین به نسبت مساوی به فرزندان منتقل می شود.

امروزه واژه میكروساتلایت و مینی ساتلایت واژه بسیار آشنا برای متخصصان علم ژنتیك می باشند .معمولترین تكرارهای موجود در ژنوم پستانداران،تكرارهای(CA)n و(CT)n و (dG-dT) می باشند. تعداد بازهای موجود در هر ماهوارك ممكن است به 2،3، 4 و حتی بیشتر برسد كه طبق قاعده خاصی در ژنوم تكرار می شود. برای چنین آزمونهای نیاز به بررسی تمام ژنوم نمی باشد و همانطور كه وجود یك خال در بدن می تواند دلیلی محكم بر شناسائی یك بی گناه یا قاتل باشد بررسی یك ناحیه كوچك از ژنوم فرد مظنون نیز چنین مداركی ارزشمندی را مهیا خواهد نمود. این مقاله سعی دارد كه در یك نگرش اجمالی، بعضی از كاربردهای انگشت نگاری ژنتیكی را همراه با وقایع شگفت انگیزی كه این تكنیك در آنها مورد استفاده قرار گرفته است ، را بیان نمایید.

آزمون انساب (تعیین هویت): در ژوئیه 1997، مونیكالمود، زنی كه 8 ماهه آبستن بود به همراه همسر خود توسط نیروهای امنیتی ایالت بوئنوس آیرس در كشور آژانتین ربوده شد. سرنوشت این زوج و كودكی كه مونیكا در رحم داشت ناشناخته باقی ماند. بعدها مردی كه از یك اردوگاه سری در آژانتین آزاد شده بود به مادر بزرگ مونتیكا گفت كه دختر او در اردوگاه ویژه امنیتی زندانی شده بود. در سال 1985 در همان اردگاه زنی كه سابقا پلیس بود، ادعا كرد كه والد قانونی دختری است كه در زندان متولد شده است . دو سال بعد آزمایش انگشت نگاری ژنتیكی با قطعیت 98/99 درصد دختر را متعلق به مونیكا دانست و این كودك به مادر بزرگ خانواده بازگردانده شد. از آن پس تكنیك انگشت نگاری ژنتیكی در حل مشاجرات مربوط به تعیین والدین حقیقی كودكان استفاده شد.

شناسائی مجرمان : در مواردی كه قربانی در اثر تجاوز جنسی كشته شده باشد، می توان با تهیه نمونه سلولهای جنسی موجود در مهبل قربانی و همچنین تهیه نمونه خون یا بافت از مقتول، سرنخی برای تشخیص قاتل به دست آورد. در این روش پس از استخراج DNA از نمونه ها و همچنین مقایسه الگوهای باندی حاصل از نمونه خون مقتول و با الگوهای باندی حاصل از نمونه حاوی مخلوطی از سلولهای جنسی مقتول و قاتل ، الگوهای باندی متعلق به قاتل را تشخیص داد. انگشت نگاری ژنتیكی همچنین می تواند برای شناسائی اجسادی كه تخریب و متلاشی شده اند و یا به هر علتی قابل تشخیص نیستند ،مورد استفاده قرار گیرند. در سال 1989 پلیس بقایای جسدی را كه در یك فرش پیچیده شده بود را پیدا كرد، باز سازی چهره جسد، پلیس را مشكوك نمود كه جسد متعلق به كارنی پرایس نوجوانی است كه در سال 1981 ناپدید شده است . اما هیچ كس نمی توانست مطمئنن باشد. اریكاهاگلبرگ مقداری اندكی DNA از یكی از استخوانهای جسد، استخراج كرد و آن را برای تجزیه و تحلیل به آزمایشگاه چفریس فرستاد.مدارك مستدل بر پایه انگشت نگاری ژنتیك نشان داد كه جسد واقعا متعلق به كارنی پرایس است و این مدرك توسط دادگاه بریتانیایی وقت، پذیرفته شد. این اولین واقعه بود كه در آن انگشت نگاری DNA به عنوان مدركی در دادگاه پذیرفته شد .

تشخیص سرطانها : در برخی از انواع سرطانها ، به طور قابل توجهی افزایش یا كاهش تعداد توالیهای میكروساتلایت دیده می شود.چنین تغییراتی باعث ایجاد ریز ماهواركهای متفاوت می شود كه براحتی قابل تشخیص هستند.

برآورد پارامترهای جمعیتی : با استفاده از انگشت نگاری DNA ، تمایز ژنتیكی ، تعداد مهاجران در هر نسل ، میزان همخونی را برآورد نمود به خصوص با استفاده از این ابزار قدرتمند، زمان اشتقاق گونه ها را نیز می توان محاسبه نمود.

تایید صحت ادعاهای شبیه سازی: یكی از موارد جالب كاربرد انگشت نگاری ژنتیكی، آزمون صخت ادعاهای موجود در رابط با شبیه سازی می باشد. به عنوان مثال در گوسفند دالی كه اولین پستانداری بود كه به روش انتقال هسته سوماتیك بوجود آمد این آزمون توسط Ashworth و همكاران در سال 1998 صورت گرفت و با انگشت نگاری ژنتیكی مشخص شد كه او حامل 7 اللی ریزه ماهوارهای است كه در جمعیت سلولی سازنده اش وجود داشته است و تردیدهای موجود بی مورد است.

مطالعات مربوط به حفاظت گونه ها و رفتار شناسی گونه های در حال انقراض: تكنیك انگشت نگاری ژنتیكی همچنین توسط محققان دانشگاه كالیفرنیا بعنوان ابزاری برای ردیابی رفتار آمیزشی گروهی از شمپانزه های وحشی در جنگلی انبوه استفاده شد. این محققان موهای باقیمانده موجود در آشیانه های موقت موجود در نوك درختانی كه شمپانزه های در آن می خوابیدند را جمع آوری نمودند و DNA مورد نیاز را از ریشه موها استخراج كردند، با مقایسه الگوهای باندی ماده ها و نرهای بالغ و 13 بچه شمپانزه در یافتند كه 7 بچه متعلق به نرهای این گروه كوچك نیست . بنابراین این نظریه قوت یافت كه در طی شب حداقل بعضی از شمپانزه های ماده می بایستی به جنگلهای مجاور رفته و با نرهایی از گروهای دیگر برخورد نموده اند. كشف چنین روابطی با انگشت نگاری ژنتیكی ، می تواند توضیح دهد كه چگونه در گروهای كوچك شمپانزه ها نیز حفظ تنوع ژنتیكی و اجتناب از همخونی امكان پذیر می باشد.

منبع:بانک بزرگ مقالات زیست شناسی

 

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:32 توسط سعدیه رشیدی |


ویژگی ژنتیکی بسیار نادر، پسربچه‌ سه ساله را «سوپرمن» کرد!

یک پسر بچه سه ساله به دلیل برخورداری از یک صفت ژنتیکی بسیار نادر از چنان قدرتی برخوردار شده که عنوان «سوپر پسر» را به خود اختصاص داده است.

 این توانایی ژنتیکی خاص به این پسر بچه کوچک که «لیام هوکسترا» نام دارد، امکان می‌دهد که قدرت عضلانی فوق‌العاده‌ای داشته باشد، به طوری که می‌تواند به راحتی اثاثیه و لوازم سنگین را جابه‌جا کند. محققان علت این قدرت فوق‌العاده و استثنایی را یک حالت ژنتیکی نادر اعلام کرده‌اند. آنها می‌گویند لیام احتمالا به حالتی موسوم به «هایپرتراپی ماهیچه‌ای مربوط به مید ستاتین» دچار است.

در این وضعیت بدن فرد مقدار بسیار اندکی چربی دارد و در عوض رشته‌های ماهیچه‌یی در بدن وی بسیار بزرگ می‌شوند و این وضعیت قدرت واقعی و فوق‌العاده‌ای به فرد می‌دهد.

اولین بار این پدیده در یک پسر بچه خردسال آلمانی در سال 2000 مشاهده شد. لیما ماهیچه‌های بسیار قدرتمندی دارد، اما ظاهر وی درست شبیه به یک کودک طبیعی است .

در واقع جثه او کمی از سن خود کوچکتر، اما قدرتش بسیار بیشتر است.

لیام ناچار است به دلیل متابولیسم سریع در بدنش دائم غذا بخورد، یعنی حداقل باید در روز شش وعده غذا بخورد تا دچار کمبود کالری نشود.

لیام به دلیل قدرت زیاد اگر از بلندی بیافتد، آسیبی نمی‌بیند.

پژوهشگران معتقدند با بررسی و شبیه سازی این حالت می‌تواند بسیاری از بیماریها را معالجه کنند.

  • منبع:بانک بزرگ مقالات زیست شناسی

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:31 توسط سعدیه رشیدی |


نقش دوگانه هورمون دوپامین در مغز کشف شد

پژوهشگران آمریکایی کشف کردند که هورمون دوپامین که در مغز ترشح می شود نقش دوگانه ای داشته و تنها منجر به بروز نشاط و آرزو نمی شود بلکه سبب بروز ترس و هراس نیز است.

به گزارش خبرگزاری مهر، محققان دانشگاه کالیفرنیا در سانفرانسیسکو کشف کردند هورمون دوپامین نه تنها مسئول تولید نشاط و آرزو است بلکه در تولید هراس و ترس نیز دخالت دارد.

نتایج این یافته ها که در تازه ترین شماره مجله علمی The Journal of Neuroscience منتشر شده است می تواند در این خصوص توضیح دهد که چرا عملکرد بد سیستم دوپامین تنها در پدیده های وابستگی و اعتیاد شرکت ندارد بلکه نقش مهمی هم در بروز بیماریهای چون اسکیزوفرنی و بعضی از انواع هراسهای بی مورد ایفا می کند.

تاکنون اطلاعات بسیاری به دست آمده که نشان می دهند دوپامین تاثیرات مثبتی مثل پاداش و نشاط بر جای می گذارد اما نتایج این تحقیق اخیر حاکی از آن است که این هورمون می تواند از طریق عمل روی فضاهای مغزی همجوار با فضاهای مسئول پاداش سبب بروز رفتارهای منفی نیز بشود.

این محققان اثر دوگانه دوپامین را در هسته آکومبنس (هسته پاداش) مغز شناسایی کردند. این فضای مغزی در تحریک افراد و حیوانات در جستجوی منابع نشاط آوری چون غذا و ایجاد ترس مشارکت دارد.

این دانشمندان کشف کردند که توقف عملکردهای دوپامین بر روی هسته آکومبنس مغز رفتارهای جستجوی پاداش و نشاط و همچنین ترس را کاهش می دهد.

تحقیقات قبلی این محققان نشان می داد که مراکز مربوط به نشاط و ترس در هسته آکومبنس (هسته پاداش) تنها چند میلیمتر از هم فاصله دارند.

این محققان با آزمایش روی موشهای صحرایی دریافتند که تزریق دوپامین در بخش جلویی این ساختار تحریک گرسنگی را برمی انگیزد و موجب می شود که حیوان حداکثر سه برابر بیشتر از حالت نرمال غذا بخورد.

به گفته این دانشمندان، عملکرد دوپامین واحد است اما اثرات آن بستگی به این دارند که این ماده در کدام ناحیه مغزی عمل کند.

منبع:بانک بزرگ مقالات زیست شناسی

 

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 3:22 توسط سعدیه رشیدی |


يكى از عكس‌ها یی كه تاریخ پزشکی را تغییر داد سابقه پزشكى لينا مدينا (  Lina Medina  ) است، او جوان‌ترين مادر جهان است که در در سن پنج سالگی زایمان کرد. این عکس در تاریخ ۱۹۳۹ میلادی گرفته شده است. عکس در ادامه مطلب :

لینا متولد شده در پرو در ۱۹۳۳ میلادی است . 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، لينا به دليل بزرگ شدن شکمش که در حال افزایش بود به بيمارستان محلى برده شد.  پزشکان در ابتدا احتمال يك ورم و یا یک توده شکمی را مطرح کردند و در ادامه . پس از يك سرى آزمايشات دكترها تأئيد کردند که او هفت ماهه حامله است.

يك ماه بعد پس از هشت ماه بارداری  لينا فرزند  پسر ی به دنیا آورد که او را جراردو  نام نهادند . به دلیل کوچک بودن لگن لینا زایمان به روش سزاربن انجام شد و نوزاد در هنگام تولد ۲۷۰۰ گرم وزن داشت .
 
 
لينا مدينا اولین آبستنى زود رس در سن ۵ سالگی بود که مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به مطالعات انجام شده و تاریخچه عنوان شده از طرف والدینش او يك عادت ماهيانه بسیار زودرس و پيشرفته در سن ۸ ماهگی داشته است ، ملینا پستانهاى اش در سن چهار سالگی رشد کرده بود و در سن ۵ سالگی رشد استخوانى اش کامل گشته بود .

علت بلوغ زودرس در اینا مدینا ناشناخته باقی  ماند .
 


::ادامــه مــطــلــب::

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 15:19 توسط هادی ندائی |


 

بعد از خروس منطقه طلا‌رسر كتالم رامسر در استان مازندران ، اینک یک خروس دیگر درنیشاپور تخم مي‌گذارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، یك خروس كه در نیشابور تخم می گذارد، در موزه حیات وحش این شهر در معرض دید عموم قرار گرفته است.

۱۲۵۴۵۲۱۲۲koro۳.jpg

رییس این موزه گفت: این خروس به طور مرتب روزانه در سه وقت حوالی اذان صبح و دو ساعت مانده به اذان های ظهر و مغرب، آواز سرداده و روزانه یك عدد تخم مرغ با پوسته آجری رنگ می گذارد.

حسین حصاری با اشاره به اینكه این حیوان متعلق به خانواده ای در یكی از روستاهای سرولایت است ،خاطر نشان كرد:بنا به نظر كارشناسان دامپزشكی این حیوان دچار عارضه دو جنسیتی است و هر دو هویت مرغ و خروس بودن را دارد.

وی گفت : در مناطق مختلف، این گونه حیوانات را با این عقیده كه بد یمن هستند می كشند یا می سوزانند.

در واقع باید عنوان داشت که این موجود یک مرغ است که به دلیل رسیدن هورمونهای جنس نر به بدنش صفات ثانویه جنسی مانند تاج بزرگ کلفتی صدا و پرهای رنگارنگ در او ظاهر شده است . ولی از نظر جنسی تمام ساختارهای جنس ماده ( از جمله تخمدان و دستگاه تناسلی جنس ماده ) را داراست .

این دومین خروس تخم گذار کشور ایران است . چندی قبل نیز در منطقه طلا‌رسر كتالم رامسر در استان مازندران اعلام گشته بود که یک خروس تخم می گذارد

در سال گذشته خروس متعلق به منطقه کتالم  شروع به تخم گذاري كرد و از تخم هاي آن خروس چند قطعه جوجه نيز به دنيا آمده بود.

آن خروس بامداد هر روز و بعد از تخم گذاري نيز مثل مرغها قد قد مي كند.

دكتر حلا‌جيان دامپزشك گفته بود: اين خروس از نظر ژنتيك هورموني داخلي بدن شبيه مرغ تخم گذار اما از نظر صفات ثانويه جنسي به علت اختلا‌لا‌ت هورموني شبيه خروس است كه جز موارد نادر است .

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 4:11 توسط فاطمه نوروزی |


كشف گونه‌ جدیدی از غشای سلولی
در دریای سارگاسو، یعنی منطقه‌ای در اقیانوس اطلس شمالی كه توسط جریانهای اقیانوسی احاطه شده است، سطوح فسفات شدیداً پائین است. دانشمندان شگفت زده شده‌اند كه چگونه پلانكتون دریایی در آنجا توانسته است زنده بماند و در چنین شرایط فقر غذایی رشد كند.

فیتوپلانكتون و سیانوباكتری (جلبگ آبی-سبز) مواد غذایی را تولید می‌كنند و برای زنجیره‌ غذایی تمامی زیست بومها بنیادی می‌باشند.  تا زمان تحقیق  وان موی،  روشن نبود كه این ارگانیسم ها چگونه در اقیانوسی چون بیابان رشد كرده‌اند.

اگر ارگانیسم هایی كه در آبهای با فسفات كم زندگی می كنند از فسفات به نحو مؤثرتری بهره برده باشند، می‌توان انتظار داشت كه اضافه كردن فسفات به اقیانوس‌ِ كمْ‌فسفات  موجب رشد خواهد بود. مطالعه‌ای در سال 2007 این مسأله را تأیید نكرد.

وان موی  و همكارانش  به این نتیجه  رسیدند كه  غشاهای  سیانوباكتری  دریای  سارگاسو  به جای فسفولیپید فسفاتیدیل گلیسرول از سولفوكوئینووسیل دیاسیل گلیسرول (SQDG)  استفاده می كنند. وان موی و همكارانش در مجله‌ Nature با توضیح اینكه لیپیدهای جایگزین چگونه می‌توانند بجای فسفو لیپیدها عمل كنند، نوشته‌اند كه "این لیپیدها تا اندازه‌ی معینی از لحاظ بیوشیمیایی ارزش یکسان دارند".

از سویی دیگر، غشاهای  فیتوپلانكتون  در دریای ساراگاسو از بتائین به جای  فسفولیپیدها  استفاده می‌كنند. لیپیدهای بتائین هرچند فسفات ندارند اما نیازمند نیتروژن هستند كه این می‌تواندعلت غلبه‌ جمعیت های  سیانوباكتری  بر فیتوپلانكتون در دریایی  سارگاسو باشد. نیتروژن  همچنین  در مناطق اقیانوسی مورد مطالعه‌ وان موی، نادر است.

لیپیدهای جایگزین

بر اساس این مطالعه، وان موی و همكارانش كار خود را با سنجش تولید فسفولیپید در مناطقی از دریای سارگاسو كه به رشد بسیار بالای  فیتوپلانكتون كمك می‌كنند، آغاز نمودند. فسفات فقط یك ساعت در دریای سارگاسو دوام دارد كه این میزان در اقیانوس آرام شمالی یك هفته و در قسمت های جنوبی  آن 240 روز است.

محققان سپس گونه‌های نمایاننده‌ سیانوباكتری و فیتوپلانكتون را در آزمایشگاه رشد دادند. زمانی كه این گونه‌ها  در شرایط عاری از فسفات رشد كردند، تمامی  آنها به جای فسفو لیپیدها از غشاهای  جایگزین استفاده نمودند. سیانوباكتری از SQDG استفاده نمود، در  حالیكه فیتوپلانكتون از بتائین استفاده كرد. دانشمندان دریافتند كه میزان بتائین نسبت به فسفولیپیدها در پلانكتون دریای سارگاسو تقریباً 5 برابر بالاتر از اقیانوس آرام جنوبی بود.

در دریای سارگاسو، لیپیدهای جایگزین فقط بوسیله‌ فیتوپلانكتون و سیانوباكتری، كه تولیدكنندگان مواد غذایی در پله‌های پائینی زنجیره‌ غذایی هستند، استفاده شدند. باكتریهای دریایی كه در رده‌های بالاتر زنجیره‌ غذایی قرار می‌گیرند و برای تغذیه به فیتوپلانكتون وسیانوباكتری  وابسته اند، غشاهای خود را با استفاده از فسفولیپیدها تشكیل می‌دهند.

كشف  لیپیدهای جایگزین  می‌تواند پیشرفتی  اساسی باشد كه چگونگی ادامه‌  حیات فیتوپلانكتون و سیانوباكتری در اقیانوس را نشان می‌دهد.

وان موی گفت:  "سیانوباكتری  می‌تواند غشاهایی بسازد كه  لزوماً نیازمند  هیچگونه  ماده‌ مغذّی‌ای نیست، یعنی به فسفر و نیتروژن و بطور كلی به هیچ مادّه‌ مغذّی‌ای نیازمند نیست".

منبع: بانک مقالات بزرگ زیست شناسی

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 3:8 توسط سعدیه رشیدی |


استفاده از موجهاى تراهرتز براى ردیابى واكنشهاى درون سلولى

استفاده ازطول موجهاى مختلف در ساخت لوازم خانگى و زندگى روزمره عادى شده است. غذا را مى‌توان به سرعت در میكرووله گرم كرد و یا تلویزیون را از راه دور كنترل كرد. اما دقیقأ بین این دو نوع مختلف طول موج، فركانسى قرار دارد كه تا كنون از آن استفاده تكنیكى نشده است: موجهاى تراهرتز Terahertz-Wellen. هر روز دامنه تحقیقات در زمینه نحوه استفاده از امواج تراهرتز گسترده‌تر مى‌شود.بزودى شاهد لامپها و دوربین‌هایى خواهیم بود كه به كمك امواج تراهترز عمل خواهند كرد. 

فیزیكدانان دانشگاه بوخوم در آلمان سعى مى‌كنند با كمك این امواج چگونه‌گى و نحوه عملكرد فعالیتهاى زیستى را ردیابى كنند. یكى از موضوعاتى كه از مدتى پیش در دست تحقیق است‌‌، بررسى خواص قند در فعالیتهاى حیاتى است. قند نه تنها انرژىزاست بلكه نقش مهمى نیز در حفظ تعادل فعالیتهاى زیستى بر عهده دارد. مثلأ سفیده تخم‌مرغى كه با كمى قند مخلوط شده است، دیرتر خشك مى‌شود و حتى دیرتر هم یخ مى‌بندد. به عبارت ساده‌تر قند مانند ضدیخ بیولوژیكى عمل مى‌كند.  مكانیسمى كه از مدتها پیش شناخته شده است. اما چگونه؟ این پروسه جالب كاملأ ناشناخته است.

مارتینا هاونیت (Martina Havenith) یكى از فیزیكدان دانشگاه شهر بوخوم مى‌گوید:

”نظرات متفاوتى در این زمینه وجود دارد، مثلاً مى‌توان گفت ملكولهاى قند مى‌توانند بین ملكولهاى آب سر بخورند و جایگزین شوند و یا شاید حضور قند روى خواص آب تأثیر مى‌گذارد و حركت ملكولهاى آنرا كند مى‌كند.“

براى بررسى بیشتر و اثبات این تئوریها ابتدا باید بتوان حركات ملكولهاى تشكیل دهنده آب را بررسى كرد. اما این ملكولها در مدت زمانى كمتر از یك بیلیونیوم ثانیه جابه‌جا مى‌شود! سرعتى برق آسا كه به سادگى قابل ردیابى نیست. روشهاى كه امروزه براى ردیابى حركات ملكولى استفاده مى‌شوند بسیار كندتر از آن هستند كه بتوانند تصویرى از نوع حركت ملكولهاى آب نشان دهند. هاونیت معتقد است مى‌توان از امواج تراهرتز در تصویر بردارى از این حركات برق آسا استفاده كرد.  

لیز یا سنسورهاى امواج تراهرتز آنقدر سریع هستند كه مى‌توانند این نوع حركات ملكولى را دنبال كنند. فیزیدانان بوخومى تلاش مى‌كنند از این تكنولوژى براى ردیابى و نحوه عمل ملكولهاى قند استفاده كنند. بررسى‌هاى صورت گرفته نشان مى‌دهند هر ملكول قند حدود صد وده ملكول آب اطرافش را تحت تأثیر قرار میدهد. ایجاد پیوند هیدروژنى ملكولهاى آب با قند، نوعى جاذبه ایجاد مى‌كند. به علت این كشش ذره‌هاى آب اطراف قند نمى‌توانند  آزادانه به هر سو حركت كنند. اما چرا این پیوند محكم میان قند و آب از خشك شدن و یا یخ زدن سفیده تخم‌مرغ جلوگیرى مى‌كند؟ فیزیكدان آلمانى هم نمى‌دانند.

هاوینت مى‌گوید: ”همه چیز هنوز در حد تئورى است. حتى مى‌تواند اینگونه باشد كه چون حركت ملكولى آب كندتر مى‌شود، تغییرات پروتئینى هم كندتر مى‌شود.“

اما در هر حال این نظریه ثابت مى‌كند كه حضور آب در سلولهاى زنده حالت خنثى ندارد بلكه آب بصورت فعال در تمامى روندهاى سلولى شركت مى‌كند و نقش تعیین كننده‌اى بر عهده دارد. هاوینت:

” تعریف تصویرى این پروسه مانند این است ملكولهاى آب را مثل بازیكنان فوتبال در نظر بگیریم كه از بیرون به درون ضربه مى‌زنند و یك پروسه مشخص را راه مى‌اندازند حال اگر این ضربه آرامتر باشد پروسه هم آرامتر راه مى‌افتد.“

دقیقأ مانند خرسى كه در زمستان به خواب زمستانى فرو مى‌رود چون  سوخت و ساز درون سلولى‌اش كندتر شده است. سفیده تخم‌مرغ هم به علت كند شدن حركت ملكولهاى آب دیرتر یخ مى‌زند، دیرتر هم خشك مى‌شود. دست تئورى فیزیكى‌ اینگونه به نظر مى‌رسد.

اما شاید روزى بتوان پس از شناخت مكانیسم این روند، ضدیخ قندى تولید كرد و یا از این روش براى ساخت داروهاى جدید از آن استفاده كرد.

منبع: بانک مقالات بزرگ زیست شناسی

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 3:7 توسط سعدیه رشیدی |


محققان با بهره گيري از مهندسي ژنتيک موفق به توليد سلول هاي بنيادي از مغز استخوان شدند که نويدبخش درمان سرطان از طريق اعزام پروتيين ضد سرطاني به سوي تومورها است.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از رویترز  ،  پژوهشگران انگليسي با انجام آزمايش هايي بر روي سلول هاي کشت شده آزمايشگاهي و موش ها نشان دادند سلول هاي بنيادي بالغ موسوم به سلول هاي بنيادي مزانشيمي مي توانند سلول هاي سرطاني را هدف قرار داده و يک پروتيين کشنده را که فقط به سرطان حمله مي کند و به بافت سالم طبيعي آسيب نمي رساند، به سوي تومور اعزام نمايند.
دکتر “مايکل لوبينگر” از دانشگاه کالج لندن و مجري اين تحقيقات گفت: ما سلول هايي توليد کرده ايم که با رويکرد “بگرد و نابود کن”، بطور مشخص سلول هاي سرطاني را در سراسر بدن هدف قرار داده و پروتيين سرطان کش را به قسمتهاي مورد نياز بدن مي فرستد.

يافته هاي اين تحقيق در کنفرانس انجمن آمريکايي قفسه سينه در سن ديه گو ارائه شده است.

لوبينگر افزود: محققان در اين مطالعه دو تحقيق را با يکديگر تلفيق کردند. نخست اينکه، سلول هاي بنيادي مزانشيمي بطور ذاتي توانايي جستجوي تومورهاي سرطاني را در سراسر بدن دارند.

پژوهشگران همچنين اين سلول ها را به گونه اي دستکاري کردند که نوعي پروتيين ضدسرطاني موسوم به TRAIL را بيان و يا توليد کند.

اين پروتيين فقط موجب از بين رفتن سلول هاي سرطاني مي شود. محققان با تلفيق اين دو رويکرد، سلولي توليد کردند که مي تواند تومورهاي سرطاني را در سراسر بدن يافته و از بين ببرد.
مطالعه بر روي سلولهاي کشت داده شده در آزمايشگاه نشان داد، اين سلول ها مي توانند سلول هاي سرطاني ريه، پوست، سينه و گردن رحم را يافته و از بين ببرند. بسياري از سلول هاي سرطاني نسبت به پروتيين TRAIL حساس هستند.

پژوهشگران اين سلول ها را به موش هاي مبتلا به سرطان سينه تزريق و مشاهده کردند که سلول هاي مذکور توانستند بدون آسيب رساندن به بافت هاي سالم، تومورهاي سرطاني را از بين ببرند.
با انجام اين درمان ۳۸ درصد تومورها، بطور کامل از بين رفتند.

هدف از اين مطالعه ، ارائه درمان سلولي براي انسان است که بطور خاص و مشخص سلول هاي سرطاني را هدف قرار دهد.

ويژگي جذاب اين سلول ها اين است که بدن آنها را مهاجم خارجي تشخيص نداده و پس نمي زند.

پژوهشگران با اشاره به لزوم انجام مطالعات بيشتر در اين زمينه ابراز اميدواري کردند: آزمايش هاي انساني اين درمان طي دو تا سه سال آينده آغاز شود.


::ادامــه مــطــلــب::

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 13:58 توسط فاطمه نوروزی |


پراکسیزومها وابستگی زیادی با شبکه آندوپلاسمی دارند و به همین دلیل تصور گذشته بر این بود که پراکسیزومهای یاخته های جانوری و گیاهی از شبکه اندوپلاسمی منشاء می گیرند و آنزیمهای آنها به وسیله ریبوزومهای متصل به شبکه اندوپلاسمی خشن ساخته می شوند.

بررسی های زیادی در یاخته های کبدی رویانی و نیز در یاخته های بالغ با استفاده از ۳،۳دی آمینو بنزیدین( dab) برای پی بردن به منشا پراکسیزومها و پراکنش آنها در یاخته ها انجام شده است.نتایج بدست آمده نشان میدهند که پراکسیزومها از جوانه زدن شبکه آندوپلاسمی صاف ایجاد میشوند. غشای پراکسیزومها با دخالت شبکه اندوپلاسمی خشن که هم پروتئینها و هم لیپیدها را میسازد،گسترش میابد.پروتئینهای ماده زمینه ای و اغلب آنزیمهای پراکسیزومی به وسیله ریبوزومهای آزاد در سیتوپلاسمی تشکیل میشوند و به آرامی به پراکسیزومها میرسند.کاتالاز نیز به وسیله ریبوزومهای آزاد سیتوپلاسمی،به صورت یک ترکیب پیش ساز (آپومونومر) تشکیل میشود که پس از ورود به پراکسیزومها در ماده زمینه ای به صورت تترامر در می آیند که آنرا آپوکاتالاز نامند.آپوکاتالاز با هم میپیوندد تا کاتالاز را به وجود آورد.اوریکاز نیز از فعالیت ریبوزومهای آزاد در سیتوپلاسم تشکیل میشود.

در عده ای از ریزنگارهای الکترونی،پراکسیزومها به صورت دسته ها یا خوشه هایی دیده میشوند که گاهی حالت دمبلی شکل دارند.بر روی پراکسیزومها در بیشتر موارد، زایده ای وجود دارد که به احتمال پراکسیزومها را به همدیگر متصل میکند.اتصال ذائمی یا موقت بین پراکسیزومها ، ساختاری را ایجاد میکند که آنرا (شبکه پراکسیزومی) می نامند.پراکسیزومهای جدید ممکن است از جوانه زدن شبکه پراکسیزومی به وجود آیند.

منبع:cell & molecular biology/dr.shariatzadeh & dr.majd

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 10:55 توسط هادی ندائی


با سلام و احترام
به وبلاگ کامنسالیسم خوش آمدید.
این وبلاگ توسط گروهی از دانشجویان رشته بیولوژی دانشگاه تربیت معلم تهران طراحی و پیاده سازی شده است.


HOME
E-Mail
Profile
:BAHAR20:


Archives

تیر 1390

اردیبهشت 1390

فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388


Authors

هادی ندائی

احسان جاری پور
امیر آرمند
سعدیه رشیدی
فاطمه نوروزی
معصومه محمودی


Links

وزارت علوم،تحقیقات و فناوری
سازمان سنجش و آموزش کشور
وزارت بهداشت،درمان و آموزش پزشکی
دانشگاه تربیت معلم تهران
سیستم آموزشی گلستان
پژوهشکده رویان
دپارتمان ژنتیک انسانی
MBOC(امیر آرمند)
شبکه خبری زیست شناسی(زبان لاتین)
کتابخانه ملی ایران
دیکشنری آنلاین زیست شناسی
دانشنامه ویکیپدیا - فارسی
دانشنامه ویکیپدیا - انگلیسی
راهنمای آناتومی بدن انسان
وبلاگهای تخصصی
انجمن زیست شناسان ایران
مترجم گوگل برای ترجمه متون و...
وبلاگ دوستان زیست شناس 86
انجمن علمی زیست شناسی دانشگاه تربیت معلم تهران
انیمیشن های زیست شناسی
مرجع بدنسازي و پرورش اندام
خبرگزاری ایسنا
داروسازان ایران
انجمن آسیب شناسی ایران
سرویس خبری ژنتیک و بیوتکنولوژی
مجله علمی نیچر
دانستنیهای پزشکی
pubmed(مرجع پزشکی)
سایت علمی نخبگان جوان
وبلاگ بیولوژی / اکولوژی
برنامه نود
فوتبال3
قالب های فوق جدید


تعداد بازديدها: